< Return to Video

چگونه زندانها میتوانند به زندانیها در داشتن یک زندگی هدف دار کمک کنند

  • 0:01 - 0:04
    ما بعنوان سازمانی دیده می شویم که معیار سیاست اجتماعی ناموفق تلقی می شود.
  • 0:04 - 0:08
    نمی توانم تعین کنم چه کسانی نزد ما میایند، یا چه مدت پیش ما می مانند.
  • 0:08 - 0:10
    ما آدمهایی را می پذیریم که بقیه چیزها برایشان جواب نداده،
  • 0:10 - 0:11
    آدمهایی که از توریهای امنیتی اجتماعی دیگر
  • 0:11 - 0:13
    به پایین سر خوردند.
  • 0:13 - 0:16
    در آن توریها نمی گنجند، پس ما باید نگهشان داریم.
  • 0:16 - 0:17
    شغل ماست:
  • 0:17 - 0:20
    نگهداریشان، کنترلشان.
  • 0:20 - 0:23
    طی سالها، بعنوان یک سیستم زندان،
  • 0:23 - 0:24
    بعنوان یک ملت، بعنوان یک اجتماع،
  • 0:24 - 0:26
    در این کار خبره شدیم،
  • 0:26 - 0:28
    اما این مساله نباید باعث خوشحالی ما شود.
  • 0:28 - 0:30
    ما سالانه بیش از هر کشور دیگری در جهان
  • 0:30 - 0:32
    آدمها را زندانی می کنیم.
  • 0:32 - 0:34
    امروزه زندانیهای سیاه پوستمان بیشتر
  • 0:34 - 0:36
    از تعداد برده ها در ۱۸۵۰ است.
  • 0:36 - 0:38
    ما میزبان والدین تقریبا بیش از ۳ میلیون
  • 0:38 - 0:40
    از کودکان جامعه هستیم،
  • 0:40 - 0:42
    و تبدیل به پناهگاهی تازه شده ایم،
  • 0:42 - 0:45
    بزرگترین فراهم کننده بهداشت روانی در این ملت.
  • 0:45 - 0:46
    وقتی کسی را حبس می کنیم،
  • 0:46 - 0:48
    کم چیزی نیست.
  • 0:48 - 0:51
    و با اینحال دارالتادیب نامیده می شویم.
  • 0:51 - 0:53
    امروز قصد دارم درباره تغییر
  • 0:53 - 0:55
    در نحوه تفکرمان نسبت به اصلاحات صحبت کنم.
  • 0:55 - 0:57
    به اعتقاد من و البته با استناد به تجربیاتم
  • 0:57 - 0:58
    زمانی که طرز تفکرمان را تغییر می دهیم،
  • 0:58 - 1:01
    احتمالات یا آینده تازه ای را میافرینیم.
  • 1:01 - 1:04
    و زندانها احتیاج به آینده ای متفاوت دارند.
  • 1:04 - 1:07
    کل حرفه ام را صرف اصلاحات کردم، سی سال.
  • 1:07 - 1:09
    دنباله رو پدرم بودم.
  • 1:09 - 1:12
    یک کهنه سرباز ویتنامی. اصلاحات برازنده اش بود.
  • 1:12 - 1:15
    قوی، باثبات و با انظباط بود و
  • 1:15 - 1:16
    خیلی تو این چیزها مثل او نبودم،
  • 1:16 - 1:19
    و مطمئنم که نگرانم بود.
  • 1:19 - 1:22
    سرانجام تصمیم گرفتم که سر از زندان در بیارم،
  • 1:22 - 1:23
    تا اینکه پشت پیشخوان بار بایستم،
  • 1:23 - 1:25
    پس فکر کردم یک بررسی بکنم
  • 1:25 - 1:27
    و از جایی که پدرم کار کرده بود دیدن کنم،
  • 1:27 - 1:29
    مک نیل ایلند پوینتینری.
  • 1:29 - 1:31
    اوایل دهه هشتاد بود،
  • 1:31 - 1:32
    و زندانها این چیزی که توی تلویزیون یا
  • 1:32 - 1:34
    فیلمها می بینید نبودند.
  • 1:34 - 1:37
    از خیلی جهات، بدتر بودند.
  • 1:37 - 1:39
    وارد یک سلول شدم، با سقف کوتاه.
  • 1:39 - 1:41
    هشت تا مرد توی یک سلول. بود
  • 1:41 - 1:43
    ۵۵۰ نفر در بخش اسکان داده شده بودند.
  • 1:43 - 1:45
    و اگر احیانا سوال برایتان پیش آمده،
  • 1:45 - 1:48
    یک توالت مشترک در آن سلولها بود.
  • 1:48 - 1:50
    افسر با یک کلید همه سلولها را باز میکرد و
  • 1:50 - 1:52
    صدها نفر از سلولها بیرون میریختند.
  • 1:52 - 1:54
    صدها نفر بودند.
  • 1:54 - 1:57
    تا جایی که میشد سریع از کنارشان رد شدم.
  • 1:57 - 1:59
    بالاخره بازهم برگشتم و کارم را بعنوان افسر زندان آغاز کردم.
  • 1:59 - 2:01
    شغلم اداره یکی از آن بخشهای زندان بود
  • 2:01 - 2:04
    و نظارت بر آن صدها زندانی.
  • 2:04 - 2:06
    وقتی رفتم تا در مرکز پذیرش مان کار کنم،
  • 2:06 - 2:09
    به واقع صدای زندانیها را می شنیدم که با خشم از پارکینگ بیرون میامدند،
  • 2:09 - 2:11
    درهای سلولهایشان را می لرزاندند و نعره می زدند،
  • 2:11 - 2:13
    سلولهایشان را بهم می ریختند.
  • 2:13 - 2:15
    صدها تن آدم خشن را بگیرید و حبسشان کنید،
  • 2:15 - 2:17
    و هرج و مرج نتیجه آن می شود.
  • 2:17 - 2:20
    نگهداری و مهار کردن شغل ما بود.
  • 2:20 - 2:22
    یکی روشهای که یاد گرفتیم برای انجام این کار موثر است
  • 2:22 - 2:23
    نوع تازه ای از واحد اسکان دهی بود که
  • 2:23 - 2:26
    واحد مدیریت ویژه یا آی ام یو نام داشت،
  • 2:26 - 2:28
    نسخه جدیدی از یک «سوراخ».
  • 2:28 - 2:31
    زندانیها را پشت میله های فولادی می کردیم
  • 2:31 - 2:33
    همراه با میله های دستنبد داری که می توانستیم به آنها ببندیمشان
  • 2:33 - 2:34
    و بهشان غذا دهیم.
  • 2:34 - 2:36
    حدس بزنید چی شد؟
  • 2:36 - 2:38
    آرامتر شد.
  • 2:38 - 2:40
    سروصداها در بخش عمومی خوابید.
  • 2:40 - 2:42
    مکان امن تر شد
  • 2:42 - 2:44
    چون زندانیهای خشن تر یا اخلال گر را
  • 2:44 - 2:46
    اکنون میشد، منزوی کرد.
  • 2:46 - 2:48
    اما این منزوی سازی کافی نیست.
  • 2:48 - 2:50
    آدمها را از ارتباط اجتماعی محروم کنید و بدتر می شوند.
  • 2:50 - 2:52
    بیرون آوردنشان از آ ام یو برای خودشان
  • 2:52 - 2:55
    و برای ما سخت تر میشد.
  • 2:55 - 2:57
    حتی در زندان، زندانی کردن یک نفر
  • 2:57 - 2:59
    کار ساده نیست.
  • 2:59 - 3:02
    مسئولیت بعدیم در یکی از زندانهای بی درو پیکر دولتی بود
  • 3:02 - 3:05
    جاییکه برخی از زندانیهای خشن تر یا اخلال گر نگهداری می شدند.
  • 3:05 - 3:07
    آن زمان، صنعت خیلی پیشرفت کرده بود
  • 3:07 - 3:09
    و ابزار و فناوریهای گوناگونی جهت اداره مدیریت
  • 3:09 - 3:11
    رفتار اخلال گرانه داشتیم.
  • 3:11 - 3:13
    اسپری فلفل و سلاح ضد شورش و
  • 3:13 - 3:15
    سپرهای پلی گلاس،
  • 3:15 - 3:17
    فلش بنگ و تیمهای واکنش سریع را داشتیم.
  • 3:17 - 3:19
    جواب خشونت را با زور و هرج و مرج را
  • 3:19 - 3:21
    با هرج و مرج دادیم.
  • 3:21 - 3:23
    در خواباندن شورش ها نسبتا خوب عمل کردیم.
  • 3:23 - 3:26
    موقعیکه آنجا بودم، با دو نفر از کارکنان مجرب تادیبی ملاقات کردم
  • 3:26 - 3:28
    که محقق هم بودند،
  • 3:28 - 3:31
    یکی مردم شناس و آن یکی جامعه شناس.
  • 3:31 - 3:33
    یک روز، یکی از آنها من را خطاب قرار داد و گفت:
  • 3:33 - 3:35
    « میدونی، تو در خوابوندن شورشهای نسبتا خوب عمل کردی.
  • 3:35 - 3:39
    هیچوقت درباره پیش گیری کردن از شون فکر کردی؟»
  • 3:39 - 3:41
    با حوصله برایشان
  • 3:41 - 3:42
    درباره رویکرد قدرتی بی رحمانه مان
  • 3:42 - 3:44
    جهت امن تر کردن زندانها توضیح دادم.
  • 3:44 - 3:45
    آنها هم با حوصله به من گوش دادد.
  • 3:45 - 3:48
    در خلال آن مکالمات ایده های جدیدی بوجود آمد
  • 3:48 - 3:49
    و ما آزمایشهای کوچکی را شروع کردیم.
  • 3:49 - 3:52
    نخست، شروع کردیم به تعلیم دادن افسرانمان در تیمها
  • 3:52 - 3:55
    بجای فرستادنشان در تعدادهای یک یا دو نفره به آکادمی آموزشی ایالتی.
  • 3:55 - 3:57
    بجای ۴ هفته، ۱۰ هفته آموزش داشتیم.
  • 3:57 - 4:00
    بعد مدلی از دوره کارآموزی را تجربه کردیم
  • 4:00 - 4:03
    جاییکه کارکنان جدید را با کارکنان کهنه کار جفت می کردیم.
  • 4:03 - 4:06
    آنوقت هر دو در کارشان بهتر می شدند.
  • 4:06 - 4:08
    دوم، در ادامه این دورهای آموزشی
  • 4:08 - 4:10
    مهارتهای کلامی تشنج زدایانه را نیز اضافه کردیم
  • 4:10 - 4:13
    و آن را بخشی از عادت استفاده استمرار زور کردیم
  • 4:13 - 4:15
    استفاده غیرزوری از زور بود.
  • 4:15 - 4:17
    و بعد یک کاری کردیم که اساسی تر بود.
  • 4:17 - 4:19
    به زندانیها آن مهارتها را آموزش دادیم.
  • 4:19 - 4:22
    زمینه مهارتی را تغییر دادیم،
  • 4:22 - 4:25
    با کاستن از خشونت نه فقط با پاسخ دادن به آن.
  • 4:25 - 4:28
    سوم، وقتی امکاناتمان را گسترده کردیم، شیوه جدیدی از طراحی را امتحان کردیم،
  • 4:28 - 4:31
    بزرگترین و بحث برانگیزترین جزء این طراحی
  • 4:31 - 4:34
    البته که توالتها بودند.
  • 4:34 - 4:36
    هیچ توالتی نبود.
  • 4:36 - 4:39
    شاید الان برای شما که امروز اینجا هستید مساله حائز اهمیتی نباشد.
  • 4:39 - 4:40
    اما آنموقع، خیلی مهم بود.
  • 4:40 - 4:42
    هیچ وقت کسی تا آن روز درباره سلول بدون توالت نشنیده بود.
  • 4:42 - 4:44
    همه ما فکر می کردیم که دیوانه وار و خطرناک باشد.
  • 4:44 - 4:48
    حتی هر هشت زندانی در یک سلول، یک توالت داشتند.
  • 4:48 - 4:50
    جزییات کوچک روش کاری ما را تغییر داد.
  • 4:50 - 4:52
    زندانیها و کارکنان شروع به تعامل بیشتر
  • 4:52 - 4:55
    و صریحانه ای کرده و سرسازگاری باهم گذاشتند.
  • 4:55 - 4:57
    تشخیص تنشها و مداخله قبل از بروز تشنجات
  • 4:57 - 4:59
    آسانتر شد.
  • 4:59 - 5:02
    واحد تمیزتر، آرام تر، ایمن تر و انسانی تر بود.
  • 5:02 - 5:04
    این روش در نگهداری صلح بیشتر از
  • 5:04 - 5:08
    هر روش ترساندنی که تا آن موقع دیده بودم ، موثر واقع شده بود.
  • 5:08 - 5:09
    تعامل طرز رفتار شما را تغییر می دهد.
  • 5:09 - 5:11
    هم برای افسران و هم برای زندانیها.
  • 5:11 - 5:15
    ما هم محیط را تغییر دادیم و هم رفتار را.
  • 5:15 - 5:17
    هنوز این درس ر به خوبی که این نیاموخته بودم،
  • 5:17 - 5:19
    که بهم در مقرفرماندهی ماموریت دادند
  • 5:19 - 5:21
    و آنجا بود که مستقیما با مخالفت با تغییر در سیستم مواجه شدم.
  • 5:21 - 5:24
    خیلی چیزها علیه تغییرات سیستم بودند:
  • 5:24 - 5:26
    سیاستها و سیاستمداران، قوانین و لوایح،
  • 5:26 - 5:29
    دادگاه ها و شکایات، سیاستهای داخلی.
  • 5:29 - 5:31
    تغییر سیستم کند و دشوار است،
  • 5:31 - 5:33
    و اغلب اوقات شما را به جایی که
  • 5:33 - 5:34
    می خواهید نمی رساند.
  • 5:34 - 5:38
    تغییر دادن سیستم زندان چیز کمی نیست.
  • 5:38 - 5:41
    پس کاری که کردم تعمق بر تجربه های اولیه ام بود
  • 5:41 - 5:44
    و یادم افتاد که وقتی با بزه کاران تعامل داشتیم، تنش فروکش می کرد.
  • 5:44 - 5:46
    وقتی محیط را تغییر دادیم، رفتار تغییر کرد.
  • 5:46 - 5:48
    و اینها تغییرات سیستمی عظیمی نبودند.
  • 5:48 - 5:50
    اینها تغییرات کوچکی بودند و این تغییرات
  • 5:50 - 5:52
    احتمالات جدیدی را خلق کرد.
  • 5:52 - 5:55
    خیب دفعه بعد، رئیس زندان کوچکی شدم.
  • 5:55 - 5:57
    و هم زمان هم مشغول ادامه تحصیل در
  • 5:57 - 5:59
    کالج اور گرین استیت بودم.
  • 5:59 - 6:01
    با کلی آدم تعامل داشتم که مثل من نبودند،
  • 6:01 - 6:02
    آدمهایی با ایده های مختلف
  • 6:02 - 6:04
    که از پس زمینه های مختلفی میامند.
  • 6:04 - 6:07
    یکی از آنها زیست شناس جنگلهای بارانی بود.
  • 6:07 - 6:08
    نگاهی به زندان کوچکم اداخت و چیزی که دید
  • 6:08 - 6:10
    یک آزمایشگاه بود.
  • 6:10 - 6:13
    صحبت کردیم و پی بردیم که چطور زندانها و زندانیها
  • 6:13 - 6:15
    می توانند در واقع به پیشرفت علم با کمک کردن
  • 6:15 - 6:17
    آنها در تکمیل پروژهایی کمک کنند که
  • 6:17 - 6:19
    خودشان به تنهایی قادر به تکمیل آنها نبودند،
  • 6:19 - 6:21
    مثل جمعیت دار کردن گونه های به خطر افتاده:
  • 6:21 - 6:24
    قورباغه ها، پروانه ها، گیاهان مرغزاری به خطر افتاده.
  • 6:24 - 6:25
    همزمان، روشهایی را جهت بهینه سازی
  • 6:25 - 6:27
    عملیاتمان یافتیم،
  • 6:27 - 6:29
    با افزودن نیروی خورشیدی،
  • 6:29 - 6:33
    جمع کردن آب باران، باغبانی اورگانیک و بازیافت.
  • 6:33 - 6:35
    این اقدام نوآورانه منجر به پروژه های بسیاری شد
  • 6:35 - 6:37
    که منجر به تاثیر عظیم در سطح سیستم گردیده،
  • 6:37 - 6:40
    نه فقط در سیستم های ما، بلکه همچنین در سایر سیستم،
  • 6:40 - 6:42
    آزمایشهای کوچک باعث تغییر عمده
  • 6:42 - 6:45
    در علم و در جامعه میشود.
  • 6:45 - 6:49
    طرز فکری که درباره کارمون داریم کارمون را تغییر میده.
  • 6:49 - 6:52
    این پروژه شغلم را جالبتر و هیجان انگیزتر کرد.
  • 6:52 - 6:54
    هیجانزده بودم، کارکنان هیجانزده بودند.
  • 6:54 - 6:56
    افسرها هیجان زده بودند. زندانیها هم همینطور.
  • 6:56 - 6:58
    انگیزه پیدا کرده بودند.
  • 6:58 - 6:59
    همه می خواستند بخشی از آن باشند.
  • 6:59 - 7:01
    به نوبه خود سهیم شدند با ایجاد یک تغییر
  • 7:01 - 7:04
    که فکر می کردند معنی هدف دار و مهم است.
  • 7:04 - 7:06
    بگذارید درباره اتفاقاتی که میفتد، شفافتر باشم.
  • 7:06 - 7:07
    زندانیها خیلی انطباق پذیرند.
  • 7:07 - 7:09
    مجبورند.
  • 7:09 - 7:12
    اغلب اوقات خیلی بیشتر از ما که اداره کننده سیستم هستیم
  • 7:12 - 7:14
    درباره ش می دانند.
  • 7:14 - 7:15
    و آنها بنا به دلیلی اینجا هستند.
  • 7:15 - 7:19
    من شغلم را وسیله ای برای تنبیه یا بخشودن آنها نمی بینم،
  • 7:19 - 7:20
    اما فکر می کنم که آنها می توانند
  • 7:20 - 7:23
    زندگیهای هدفدار و درخوری را حتی در زندان داشته باشند.
  • 7:23 - 7:24
    پس سوال این بود:
  • 7:24 - 7:27
    آیا این زندانیها می توانستند زندگیهای هدف دار و درخوری را داشته باشند،
  • 7:27 - 7:31
    و در این صورت، چه تفاوتی می کرد؟
  • 7:31 - 7:34
    پس کار که کردم برگشتنم با این سوال به آن زندان بی در و پیکر بود
  • 7:34 - 7:36
    جاییکه برخی از خشن ترین خلافکاران نگهداری می شدند.
  • 7:36 - 7:38
    آي ام يو ها را برای تنبیه یادتون هست.
  • 7:38 - 7:40
    برای گوشه گیرها از برنامه ریزی خبری نبود.
  • 7:40 - 7:42
    این چیزی بود که آموزش دیده بودیم.
  • 7:42 - 7:44
    اما بعدا شروع کردیم به تشخیص این نکته که اگر زندانیهایی
  • 7:44 - 7:46
    به برنامه ریزی نیاز داشتند، همین این زندانیهای خاص بودند.
  • 7:46 - 7:48
    در واقع، آنها به برنامه ریزی فشرده ای نیاز داشتند.
  • 7:48 - 7:51
    بنابراین طرز فکرمان را ۱۸۰ در جه تغییر دادیم،
  • 7:51 - 7:53
    و بدنبال احتمالات جدید گشتیم.
  • 7:53 - 7:56
    چیزی که پیدا کردیم یکجور صندلی جدید بود.
  • 7:56 - 7:58
    بجای استفاده کردن از صندلی برای تنبیه،
  • 7:58 - 7:59
    آنها را در کلاسهای درس گذاشتیم.
  • 7:59 - 8:02
    البته مسئولیتمان را در قبال مهار زندانیها نیز فراموش نکردیم،
  • 8:02 - 8:05
    اما اکنون زندانیها به صورت امنی قادر به تعامل رو در رو
  • 8:05 - 8:06
    با یکدیگر و خدمه بودند،
  • 8:06 - 8:08
    و از انجایی که کنترل دیگر مساله ما نبود،
  • 8:08 - 8:10
    می توانستیم روی موارد دیگر تمرکز کنیم،
  • 8:10 - 8:13
    از جمله یادگیری. رفتار تغییر کرد.
  • 8:13 - 8:18
    ما طرز فکرمان را تغییر دادیم و هر چیز ممکنی را هم تغییر دادیم و این به من امیدواری داد.
  • 8:18 - 8:20
    الان نمی توانم به شما بگویم که هیچ کدام از این کارها جواب داد.
  • 8:20 - 8:23
    چیزی که می توانم بگویم که با اینحال در حال کار کردن است.
  • 8:23 - 8:26
    زندانها برای خدمه و زندانیها امن تر می شود،
  • 8:26 - 8:28
    و وقتی زندانها امن هستند،
  • 8:28 - 8:31
    می توانیم انرژیمان را صرف چیزی بیشتر از مهار کردن کنیم.
  • 8:31 - 8:33
    کاهش تکرار بزه شاید هدف نهایی ما باشد،
  • 8:33 - 8:35
    اما تنها هدفمان نیست.
  • 8:35 - 8:37
    صادقانه بگویم که پیشگیری از جرم
  • 8:37 - 8:39
    دربرگیرنده خیلی چیزهایی بیشتری از سوی نفرات و نهادهای
  • 8:39 - 8:40
    بیشتری است.
  • 8:40 - 8:43
    اگر فقط بر زندانها جهت کاستن جرم تکیه کنیم،
  • 8:43 - 8:45
    متاسفانه هیچگاه به آن نخواهیم رسید.
  • 8:45 - 8:47
    اما زندانها کارهایی را انجام می دهند
  • 8:47 - 8:49
    که هرگز فکرش را نمی کردیم.
  • 8:49 - 8:51
    زندانها می توانند منبع نوآوری
  • 8:51 - 8:52
    و تحمل پذیری،
  • 8:52 - 8:56
    افزایش جمعیت گونه های به خطر افتاده و احیاء محیط زیست باشند.
  • 8:56 - 8:58
    زندانیها می توانند دانشمند و زنبوربان
  • 8:58 - 9:00
    و نجات دهنده سگها باشند.
  • 9:00 - 9:03
    زندانها می توانند منبع کار معنی دار
  • 9:03 - 9:05
    و فرصتی برای کارکنان
  • 9:05 - 9:07
    و زندانیهایی باشند که در آنجا زندگی می کنند.
  • 9:07 - 9:09
    می توانیم محیطهای انسانی را
  • 9:09 - 9:11
    اداره و مهار کنیم.
  • 9:11 - 9:14
    این ویژگیها ضدیت برانگیز نیستند.
  • 9:14 - 9:16
    نمی توانیم ۱۰ تا ۲۰ سال دیگر صبر کنیم تا بفهمیم
  • 9:16 - 9:18
    آیا این کار ارزش انجام دادن را دارد.
  • 9:18 - 9:20
    استراتژی ما تغییر سیستم انبوه نیست.
  • 9:20 - 9:22
    استراتژی ما صدها تغییرات کوچکی است
  • 9:22 - 9:26
    که طی روزها یا ماهها رخ میدهند و نه سالها.
  • 9:26 - 9:29
    در این حینی که رو به جلو حرکت می کنیم نیاز به آزمایشات کوچک بیشتری برای یادگیری داریم،
  • 9:29 - 9:32
    آزمایشاتی که بازه احتمالات را تغییر می دهند.
  • 9:32 - 9:34
    احتیاج به روشهای بهتر و تازه برای اندازه گیری تاثیرات
  • 9:34 - 9:36
    در مشارکت ها و فعل و انفعالات
  • 9:36 - 9:38
    در محیطهای ایمن داریم.
  • 9:38 - 9:40
    ما احتیاج به فرصتهایی برای مشارکت
  • 9:40 - 9:43
    و همکاری با جوامع خودمان
  • 9:43 - 9:45
    و جوامع خودتان دارید
  • 9:45 - 9:48
    زندانها لازم است که ایمن باشند، بله امنیت داشته باشند.
  • 9:48 - 9:49
    می توانیم انجامش دهیم.
  • 9:49 - 9:51
    زندانها نیاز دارندمحیطهای انسانی را فراهم کنند
  • 9:51 - 9:52
    جاییکه آدمها بتوانند مشارکت کرده، همکاری نموده
  • 9:54 - 9:55
    و زندگیهای هدفداری را یاد بگیرند.
  • 9:55 - 9:57
    یاد می گیریم چطور انجامش دهیم.
  • 9:57 - 9:58
    بهمین خاطره که امیدوارم.
  • 9:58 - 10:01
    نباید توی باتلاق ایده های قدیمی درباره زندان بمانیم.
  • 10:01 - 10:03
    می توانیم تعریفش کنیم. می توانیم آن را خلق کنیم.
  • 10:03 - 10:05
    و وقتی متفکرانه و با دیدی بشری این کار را انجام دهیم،
  • 10:05 - 10:07
    زندانها می توانند چیزی بیشتر از
  • 10:07 - 10:09
    یک سیاست اجتماعی ناموفق باشند.
  • 10:09 - 10:12
    شاید بالاخره، به حقمان برسیم:
  • 10:12 - 10:14
    بخش اصلاحات.
  • 10:14 - 10:16
    متشکرم.
  • 10:16 - 10:19
    (تشویق)
Title:
چگونه زندانها میتوانند به زندانیها در داشتن یک زندگی هدف دار کمک کنند
Speaker:
دن پچولک
Description:

در ایالات متحده، آژانسهایی که زندانها را اداره می کنند اغلب، دارالتادیب نامیده می شوند. و با اینحال تمرکز آنها بر نگهداری و مهار زندانیها است. دن پچولک، نایب رییس دارالتادیب ایالتی واشنگتن، دیدگاه متفاوتش را با ما همخوان می کند: زندانهایی که شرایط زندگی انسانی تری را بهمراه فرصتهایی برای کار هدفدار و یادگیری فراهم می کنند.

more » « less
Video Language:
English
Team:
closed TED
Project:
TEDTalks
Duration:
10:36

Persian subtitles

Revisions