موش فلجی که راه رفت
-
0:00 - 0:02من یک عصب شناس هستم
-
0:02 - 0:06که پیش زمینه هایی ترکیبی در فیزیک و داروشناسی دارم.
-
0:06 - 0:11آزمایشگاه من در مؤسسه ی تکنولوژی سوئیس فدرال،
-
0:11 - 0:14بر روی آسیب های نخاعی تمرکز کرده است،
-
0:14 - 0:17که سالانه بیش از ۵۰٫۰۰۰ نفر
-
0:17 - 0:20در سراسر جهان به آن دچار می شوند،
-
0:20 - 0:23که عواقب دردناکی را برای آنان در پی دارد،
-
0:23 - 0:25و زندگیشان را در عرض چند ثانیه
-
0:25 - 0:29نابود می کند.
-
0:29 - 0:32و برای من، مرد فولادی،
-
0:32 - 0:34کریستوفر ریو،
-
0:34 - 0:36بیشترین آشنایی را با دردی که
-
0:36 - 0:39کسانی که دچار آسیب نخاعی شده اند تحمل می کنند، دارد.
-
0:39 - 0:42و من این طور تجربه ی شخصیم را
-
0:42 - 0:44در این زمینه ی تحقیقاتی،
-
0:44 - 0:47با کار در مؤسسه ی کریستوفر و دانا ریو شروع کردم.
-
0:47 - 0:52من هنوز آن لحظه ی سرنوشت ساز را به یاد می آورم.
-
0:52 - 0:53یادم می آید تنها پایان یک روز کاری معمولی در مؤسسه بود.
-
0:53 - 0:55یادم می آید تنها پایان یک روز کاری معمولی در مؤسسه بود.
-
0:55 - 1:00کریس به ما، دانشمندان و متخصصان گفت،
-
1:00 - 1:03"شما باید عملی تر رفتار کنید.
-
1:03 - 1:06وقتی که فردا آزمایشگاهتان را ترک می کنید،
-
1:06 - 1:09می خواهم کنار مرکز توانبخشی توقف کنید
-
1:09 - 1:10و افراد آسیب دیده ای را که
-
1:10 - 1:12برای برداشتن یک قدم می جنگند
-
1:12 - 1:15و می خواهند بدنشان را ترمیم کنند، ببینید.
-
1:15 - 1:16و وقتی به خانه می روید،
-
1:16 - 1:19به این فکر کنید که از فردا چه تغییری در تحقیقاتتان ایجاد خواهید کرد
-
1:19 - 1:22تا زندگی آن ها را بهتر کنید."
-
1:22 - 1:26این کلمات، در ذهن من ثبت شدند.
-
1:26 - 1:29این حرف بیشتر از ۱۰ سال پیش به من گفته شد،
-
1:29 - 1:31اما تا به امروز، آزمایشگاه من
-
1:31 - 1:33روشی عملی را
-
1:33 - 1:36برای توانبخشی بیماران پس از دیدن آسیب نخاعی دنبال می کند.
-
1:36 - 1:38و اولین قدم من در این مسیر
-
1:38 - 1:41تعریف مدل جدیدی از آسیب نخاعی بود
-
1:41 - 1:45که برخی از ویژگی های کلیدی آسیب نخاعی انسان را بهتر تقلید کند
-
1:45 - 1:48و در ضمن، شرایط عملی قابل کنترلی را پیشنهاد کند.
-
1:48 - 1:51و برای این هدف، ما از دو جهت عکس هم
-
1:51 - 1:52نخاع را تا نیمه دچار آسیب کردیم.
-
1:52 - 1:54آن ها به طور کلی ارتباط میان مغز و نخاع را مختل می کردند،
-
1:54 - 1:57آن ها به طور کلی ارتباط میان مغز و نخاع را مختل می کردند،
-
1:57 - 2:00که منجر به فلج کامل و دائمی پاهای موش می شد.
-
2:00 - 2:01که منجر به فلج کامل و دائمی پاهای موش می شد.
-
2:01 - 2:05اما، همان طور که پیش از این مشاهده شده بود، بعد از غالب آسیب ها در انسان،
-
2:05 - 2:08بخش واسطه ای از بافت عصبی بنیادی تشکیل می شود،
-
2:08 - 2:11که از طریق آن توانبخشی ممکن می شود. (نخاع این طور نیست)
-
2:11 - 2:14اما چگونه چنین چیزی ممکن می شود؟
-
2:14 - 2:17خب، روش معمول آن
-
2:17 - 2:20شامل تزریق بخش واسطه ای است
-
2:20 - 2:23که فیبر های بریده شده را برای رسیدن به هدف اصلی
-
2:23 - 2:25رشد می دهد.
-
2:25 - 2:29و وقتی به این نتیجه رسیدم که این به طور قطع روشی کلیدی برای درمان این مشکل است،
-
2:29 - 2:32انجام این کار به نظرم فوق العاده پیچیده آمد.
-
2:32 - 2:35برای این که به سرعت در مرحله ی کلینیکی به نتیجه برسیم،
-
2:35 - 2:36می دانستم باید چه کار کنم:
-
2:36 - 2:40باید از دیدگاه دیگری به مشکل نگاه می کردم.
-
2:40 - 2:44مشخص شد که بیش از ۱۰۰ سال تحقیق بر روی فیزیولوژی نخاع،
-
2:44 - 2:45مشخص شد که بیش از ۱۰۰ سال تحقیق بر روی فیزیولوژی نخاع،
-
2:45 - 2:47که با داده شدن جایزه ی نوبل شرینگتون شروع شد،
-
2:47 - 2:49نشان داده بود که نخاع،
-
2:49 - 2:52حتی اگر شدید ترین آسیب ها را دیده باشد،
-
2:52 - 2:55تمامی شبکه های عصبی لازم و کافی را
-
2:55 - 2:57برای هماهنگ کردن جابه جایی سیگنال های عصبی دارد،
-
2:57 - 3:00اما چون اطلاعات فرستاده شده از مغز دچار آسیب می شوند،
-
3:00 - 3:03در حالت بی استفاده ای قرار می گیرند، انگار دچار نوعی خواب شده باشند.
-
3:03 - 3:08ایده ی من این بود: ما این شبکه را بیدار خواهیم کرد.
-
3:08 - 3:12و در آن زمان، من یک دانشجوی فوق دکترا در لس آنجلس بودم،
-
3:12 - 3:14که تازه دوره ی دکترایم را در فرانسه به پایان رسانده بودم،
-
3:14 - 3:16جایی که روش فکر مستقل،
-
3:16 - 3:19الزاماً مورد تشویق قرار نمی گیرد.
-
3:19 - 3:21(خنده ی حاضرین)
-
3:21 - 3:25من از صحبت کردن با رئیس جدیدم می ترسیدم،
-
3:25 - 3:27اما تصمیم گرفتم که با شجاعت تمام جلو بروم.
-
3:27 - 3:30در دفتر مشاور بی نظیرم، "رگی اگرتون" را زدم،
-
3:30 - 3:34تا با او درباره ی ایده ی جدیدم صحبت کنم.
-
3:34 - 3:36او با دقت به من گوش کرد،
-
3:36 - 3:39و با لبخندی به من جواب داد.
-
3:39 - 3:41"چرا یک امتحان نمی کنی؟"
-
3:41 - 3:43و قسم می خورم،
-
3:43 - 3:47این یکی از مهم ترین لحظات برای من در انجام این کار بود،
-
3:47 - 3:49وقتی که فهمیدم رئیس بزرگ
-
3:49 - 3:52افراد جوان و ایده های جدید را باور دارد.
-
3:52 - 3:54و این ایده ی من بود:
-
3:54 - 3:56برای این که این اصل پیچیده را برای شما توضیح دهم،
-
3:56 - 3:59می خواهم از یک مثال ساده شده استفاده کنم.
-
3:59 - 4:03تصور کنید که سیستم حرکتی ما یک ماشین است.
-
4:03 - 4:06موتور آن نخاع است.
-
4:06 - 4:09و قسمت انتقال نیرو دچار مشکل شده است. موتور خاموش شده است.
-
4:09 - 4:12چگونه می توان دوباره موتور را روشن کرد؟
-
4:12 - 4:15اول از همه، ما باید به اندازه ی کافی به آن سوخت برسانیم؛
-
4:15 - 4:17دوم، پدال گاز را فشار دهیم؛
-
4:17 - 4:19و سوم، ماشین را هدایت کنیم.
-
4:19 - 4:21ما فهمیدیم که مسیر های عصبی شناخته شده ای از طرف مغز وجود دارند که
-
4:21 - 4:24ما فهمیدیم که مسیر های عصبی شناخته شده ای از طرف مغز وجود دارند که
-
4:24 - 4:25این نقش را در حین حرکت کردن ایفا می کنند.
-
4:25 - 4:28ایده ی من این بود: مسیر از دست رفته را جایگزین کن
-
4:28 - 4:29تا نخاع را با نوعی بخش واسطه ترمیم کنی
-
4:29 - 4:31تا نخاع را با نوعی بخش واسطه ترمیم کنی
-
4:31 - 4:36تا مغز برای راه رفتن بتواند اطلاعات را به صورت طبیعی ارسال کند.
-
4:36 - 4:40برای این کار، من از ۲۰ سال تجربه ی پیشینم در تحقیق درباره ی عصب شناسی استفاده کردم،
-
4:40 - 4:43اول برای جایگزین کردن سوخت گمشده
-
4:43 - 4:45با عوامل دارویی
-
4:45 - 4:48تا نورون های درون نخاع را برای فعال شدن آماده کنند،
-
4:48 - 4:52و در مرحله ی دوم، تقلید از پدال گاز
-
4:52 - 4:54با تحریک الکتریکی.
-
4:54 - 4:56الکترودی را تصور کنید
-
4:56 - 4:58که در پشت نخاع تعبیه شده باشد
-
4:58 - 5:01تا بدون ایجاد هیچ دردی آن را به صورت الکتریکی تحریک کند.
-
5:01 - 5:04این کار چند سال زمان برد، اما نهایتاً ما
-
5:04 - 5:06یک مسیر عصبی مصنوعی الکتروشیمیایی درست کردیم
-
5:06 - 5:08تا شبکه ی عصبی درون نخاع را از قسمت از کار افتاده،
-
5:08 - 5:13تا قسمتی که کاملاً فعال است ادامه دهد.
-
5:13 - 5:19بلافاصله، موش فلج توانست بایستد.
-
5:19 - 5:22به محض این که تسمه ی تردمیل شروع به چرخیدن کرد،
-
5:22 - 5:25موش شروع به انجام حرکات هماهنگ پا هایش کرد،
-
5:25 - 5:27اما بدون استفاده از مغز.
-
5:27 - 5:29این چیزی که من به آن می گویم "مغز نخاعی"
-
5:29 - 5:32اطلاعات مربوط به احساسات دریافتی فرستاده شده از طرف پای در حال حرکت را
-
5:32 - 5:34به صورت ذهنی تحلیل می کند
-
5:34 - 5:38و در مورد نحوه ی فعال کردن ماهیچه جهت ایستادن، راه رفتن، دویدن،
-
5:38 - 5:41و در مورد نحوه ی فعال کردن ماهیچه جهت ایستادن، راه رفتن، دویدن،
-
5:41 - 5:43و حتی در این جا، زمانی که موقع دویدن،
-
5:43 - 5:46در صورت از کار افتادن تردمیل ناگهان می ایستد،
-
5:46 - 5:48تصمیم می گیرد.
-
5:48 - 5:50این شگفت انگیز بود.
-
5:50 - 5:53من بسیار از این نحوه ی حرکت بدون استفاده از مغز
-
5:53 - 5:55شگفت زده شده بودم،
-
5:55 - 5:59اما هم زمان فوق العاده ناامید شدم.
-
5:59 - 6:02این حرکات کاملاً غیر ارادی بودند.
-
6:02 - 6:05آن حیوان در این سیستم هیچ کنترلی بر روی پاهایش نداشت.
-
6:05 - 6:09به وضوح، سیستم هدایتی وجود نداشت.
-
6:09 - 6:11و بعداً این برای من مشخص شد که،
-
6:11 - 6:12ما باید مسیرمان را از الگوی کلاسیک توانبخشی،
-
6:12 - 6:16ما باید مسیرمان را از الگوی کلاسیک توانبخشی،
-
6:16 - 6:17یعنی راه رفتن بر روی تردمیل، تغییر دهیم،
-
6:17 - 6:21و شرایطی را فراهم کنیم که مغز را تشویق کند
-
6:21 - 6:26تا کنترل ارادی را بر روی پا آغاز کند.
-
6:26 - 6:29با این ایده، ما سیستم روبوتیک کاملاً جدیدی را
-
6:29 - 6:32برای آزاد گذاشتن موش
-
6:32 - 6:35برای راه رفتن در تمامی جهت ها ساختیم.
-
6:35 - 6:37تصور کنید، این واقعاً جالب است.
-
6:37 - 6:41تصور کنید این روبات عظیم ۲۰۰ کیلویی،
-
6:41 - 6:45به عنوان بخشی از بدن این موش ۲۰۰ گرمی کوچک به او متصل شده است،
-
6:45 - 6:47اما موش نمی تواند روبات را احساس کند.
-
6:47 - 6:49روبات نامرئی است،
-
6:49 - 6:52دقیقاً مثل این که شما بخواهید بچه ی کوچکی را
-
6:52 - 6:54موقع برداشتن اولی قدم های لرزانش نگه دارید.
-
6:54 - 6:58اجازه بدهید به طور خلاصه مرور کنم: آن موش
-
6:58 - 7:00آسیبی به نخاعش وارد شد که او را فلج کرد.
-
7:00 - 7:03مسیر عصبی مصنوعی الکتروشیمیایی
-
7:03 - 7:07قسمت فعال شبکه های حرکتی نخاعی را فعال کرد.
-
7:07 - 7:11و روبات محیطی امن را فراهم کرد
-
7:11 - 7:13تا موش بتواند به هر چیزی جذب بشود
-
7:13 - 7:15تا پاهای فلجش را درگیر کند.
-
7:15 - 7:18و برای این تحریک، ما از چیزی استفاده کردیم
-
7:18 - 7:22که فکر می کنم قوی ترین محصول دارویی سوئیس باشد:
-
7:22 - 7:24شکلات مرغوب سوئیسی.
-
7:24 - 7:27(خنده ی حاضرین)
-
7:27 - 7:32در واقع، نتایج اولیه خیلی خیلی خیلی ناامید کننده بودند.
-
7:32 - 7:34در واقع، نتایج اولیه خیلی خیلی خیلی ناامید کننده بودند.
-
7:34 - 7:38این بهترین پزشک کاردرمانی بود که در اختیار داشتم
-
7:45 - 7:47او در تشویق موش در برداشتن حتی یک قدم به طور کامل شکست خورد،
-
7:47 - 7:49او در تشویق موش در برداشتن حتی یک قدم به طور کامل شکست خورد،
-
7:49 - 7:52در حالی که همان موش، پنج دقیقه قبل،
-
7:52 - 7:55به طور زیبایی بر روی تردمیل راه می رفت.
-
7:55 - 7:57ما خیلی ناامید شدیم.
-
7:57 - 8:00اما می دانید، یکی از الزامی ترین ویژگی های یک دانشمند
-
8:00 - 8:02پشتکار است.
-
8:02 - 8:06ما سماجت ورزیدیم. الگوی خودمان را تصحیح کردیم،
-
8:06 - 8:08و بعد از چند ماه آموزش،
-
8:08 - 8:12آن موش فلج می توانست بایستد،
-
8:12 - 8:13و هر وقت می خواست،
-
8:13 - 8:16با تمام بدن خود به سمت جایزه هایی که برایش گذاشته بودیم می دوید.
-
8:16 - 8:19با تمام بدن خود به سمت جایزه هایی که برایش گذاشته بودیم می دوید.
-
8:19 - 8:22این اولین توانبخشی انجام شده
-
8:22 - 8:24پس از وارد کردن آسیب نخاعی در آزمایشگاه،
-
8:24 - 8:27و منجر شدن آن به فلج کامل و دائمی است،
-
8:27 - 8:30که در آن پا به صورت ارادی حرکت می کند.
-
8:30 - 8:32در حقیقت --
-
8:32 - 8:34(تشویق حاضرین)
-
8:34 - 8:38متشکرم.
-
8:38 - 8:41در حقیقت، نه تنها موش توانست
-
8:41 - 8:44حرکت بر روی زمین را شروع کند و آن را ادامه دهد،
-
8:44 - 8:46بلکه حتی توانستیم میزان حرکت پا را تنظیم کنیم،
-
8:46 - 8:49به طور مثال، برای غلبه بر جاذبه
-
8:49 - 8:51به منظور بالا رفتن از یک راه پله.
-
8:51 - 8:53قسم می خورم که این صحنه
-
8:53 - 8:56از هیجان انگیز ترین لحظات در آزمایشگاه من بود.
-
8:56 - 8:59رسیدن به این هدف نتیجه ی ۱۰ سال کار سخت ما بود.
-
8:59 - 9:02رسیدن به این هدف نتیجه ی ۱۰ سال کار سخت ما بود.
-
9:02 - 9:04اما سؤال باقیمانده این است که، چطور؟
-
9:04 - 9:06منظورم این است که، این کار چطور ممکن شد؟
-
9:06 - 9:08و در این جا، ما چیزی را فهمیدیم
-
9:08 - 9:11که برایمان کاملاً غیر منتظره بود.
-
9:11 - 9:15این الگوی آموزشی جدید ما
-
9:15 - 9:19مغز را تشویق می کرد تا روابط جدیدی بسازد،
-
9:19 - 9:22چند مدار تقویت کننده
-
9:22 - 9:25که اطلاعات فرستاده شده از طرف مغز را
-
9:25 - 9:28از قبل از قسمت آسیب دیده تقویت می کند و کنترل خارجی را
-
9:28 - 9:32بر روی شبکه های مربوط به حرکت واقع در قسمت آسیب دیده جبران می کند.
-
9:32 - 9:34و در این جا، می توانید یک نمونه از آن را ببینید،
-
9:34 - 9:38که ما در آن، فیبر هایی را که از طرف مغز می آیند با رنگ قرمز نشان داده ایم.
-
9:38 - 9:41این نورون آبی به مرکز حرکتی متصل است،
-
9:41 - 9:44و این تصویر از مسیر عصبی،
-
9:44 - 9:46که شبیه به صور فلکی است به این معناست که،
-
9:46 - 9:50مغز تنها با یک نورون تقویت کننده مجدداً با قسمت حرکتی ارتباط برقرار کرده است.
-
9:50 - 9:54مغز تنها با یک نورون تقویت کننده مجدداً با قسمت حرکتی ارتباط برقرار کرده است.
-
9:54 - 9:56اما این تغییر الگو تنها به ناحیه ی آسیب دیده محدود نماند.
-
9:56 - 9:57اما این تغییر الگو تنها به ناحیه ی آسیب دیده محدود نماند.
-
9:57 - 10:00بلکه تا سیستم مرکزی اعصاب،
-
10:00 - 10:02از جمله ساقه ی مغزی ادامه پیدا کرد،
-
10:02 - 10:06و ما در ساقه ی مغزی شاهد افزایش ۳۰۰ درصدی
-
10:06 - 10:09حجم فیبر های خروجی از مغز را داشتیم.
-
10:09 - 10:13ما نمی خواستیم نخاع را ترمیم کنیم،
-
10:13 - 10:16اما هنوز می توانستیم شاهد
-
10:16 - 10:18یکی از گسترده ترین تغییر الگو های قسمت اکسون (قسمت خروجی سیگنال نورون)
-
10:18 - 10:20که تا به حال مشاهده شده است
-
10:20 - 10:22در سیستم عصبی مرکزی یک پستاندار بالغ
-
10:22 - 10:25پس از آسیب دیدن باشیم.
-
10:25 - 10:30و پیغام بسیار مهمی
-
10:30 - 10:34در ورای این کشف قرار دارد.
-
10:34 - 10:38این پیغام نتیجه ی گروهی جوان
-
10:38 - 10:40از افراد بسیار نخبه است:
-
10:40 - 10:45پزشک های کاردرمانی، عصب شناسان، جراحان اعصاب،
-
10:45 - 10:47و تمامی مهندسینی که،
-
10:47 - 10:49برای یک هدف دور هم جمع شدند،
-
10:49 - 10:52به چیزی دست یافتند که برای هر کدام از آن ها به تنهایی غیر ممکن بود.
-
10:52 - 10:55این گروه واقعاً اصول مشخصی دارد.
-
10:55 - 10:57آن ها چنان نزدیک به همدیگر کار می کنند
-
10:57 - 11:01که انگار دی اِن اِی های آن ها به هم متصل است.
-
11:01 - 11:02ما داریم نسل بعدی دانشمندان و مهندسان خود را
-
11:02 - 11:05ما داریم نسل بعدی دانشمندان و مهندسان خود را
-
11:05 - 11:07با توانایی ترجمه ی کامل اکتشافات،
-
11:07 - 11:10از یک رشته به رشته ی دیگر بار می آوریم.
-
11:10 - 11:12و من؟
-
11:12 - 11:16من تنها رهبر ارکستری هستم که این سمفونی زیبا را هماهنگ کرده است.
-
11:16 - 11:23اما مطمئنم که همه ی شما از خود می پرسید،
-
11:23 - 11:27آیا این اختراع به افراد آسیب دیده کمک خواهد کرد؟ این طور نیست؟
-
11:27 - 11:31من هم همین طور، هر روز از خودم می پرسم.
-
11:31 - 11:34حقیقت این است که ما هنوز به اندازه ی کافی در این مورد نمی دانیم.
-
11:34 - 11:38مطمئناً این درمانی برای آسیب نخاعی نیست،
-
11:38 - 11:41اما من باور دارم که این اختراع
-
11:41 - 11:44می تواند واسطه ای برای ارتقاء توانبخشی
-
11:44 - 11:47و کیفیت زندگی مردم باشد.
-
11:47 - 11:49من از همه ی شما می خواهم
-
11:49 - 11:53که برای چند لحظه با من تصور کنید.
-
11:53 - 11:59فردی را تصور کنید که از آسیب نخاعی رنج می برد.
-
11:59 - 12:02پس از چند هفته توانبخشی،
-
12:02 - 12:04ما یک پمپ قابل برنامه ریزی را
-
12:04 - 12:07برای تزریق یک محلول دارویی به محل آسیب دیده
-
12:07 - 12:10مستقیماً در نخاع او خواهیم کاشت.
-
12:10 - 12:13و هم زمان، ما یک مجموعه الکترود را،
-
12:13 - 12:15در قالب نوعی پوسته ی دوم
-
12:15 - 12:19بر روی قسمتی از نخاع که حرکات پا را کنترل می کند، در بدن او خواهیم کاشت،
-
12:19 - 12:22و این مجموعه الکترود به یک دستگاه فرستنده ی پالس متصل می شود
-
12:22 - 12:24و متناسب با نیاز های فرد،
-
12:24 - 12:27تحریک های الکتریکی را اعمال کند.
-
12:27 - 12:31این کار یک مسیر عصبی مصنوعی الکتروشیمیایی اختصاصی تعریف می کند
-
12:31 - 12:34که در حین آموزش دیدن با سیستم نگه دارنده ای که تازه طراحی شده است
-
12:34 - 12:38حرکت را ممکن می کند.
-
12:38 - 12:42و من امیدوارم که بعد از چند ماه آموزش،
-
12:42 - 12:44به قدر کافی در ارتباطات باقیمانده تغییر الگو داده شود،
-
12:44 - 12:47تا آن موش بدون کمک روبات توانایی حرکت داشته باشد،
-
12:47 - 12:51شاید حتی بدون استفاده از دارو یا تحریک الکتریکی.
-
12:51 - 12:54امیدوارم بتوانم
-
12:54 - 12:56شرایطی اختصاصی درست کنم
-
12:56 - 12:59تا انعطاف مغز و نخاع را
-
12:59 - 13:00ارتقاء دهم.
-
13:00 - 13:03و این یک اصل جدید نوآورانه است
-
13:03 - 13:06که ممکن است در مورد ناتوانی های عصبی دیگر اعمال شود،
-
13:06 - 13:11چیزی که من به آن "مسیر های عصبی اختصاصی" می گویم،
-
13:11 - 13:14بسته به مورد اختلال عصبی بیمار،
-
13:14 - 13:17از طریق احساس کردن و راه های تحریک سازی عصبی،
-
13:17 - 13:21آن را در سیستم عصبی، مغز، نخاع،
-
13:21 - 13:24آن را در سیستم عصبی، مغز، نخاع،
-
13:24 - 13:27و حتی در اعصاب جزئی تعبیه خواهم کرد.
-
13:27 - 13:31اما این کار به منظور جایگزینی ارتباط از دست رفته ی نخاعی نیست، نه --
-
13:31 - 13:35بلکه برای این است که به مغز کمک کنیم، تا به خودش کمک کند.
-
13:35 - 13:37و من امیدوارم که این ایده تخیل شما را برانگیخته کند،
-
13:37 - 13:39زیرا من به شما قول می دهم
-
13:39 - 13:42که بحث بر سر امکان رخ دادن چنین انقلابی نیست،
-
13:42 - 13:44بلکه بحث بر سر زمان آن است.
-
13:44 - 13:46و به خاطر بسپارید، ما به خوبی تصوراتمان هستیم،
-
13:46 - 13:50و به بزرگی رؤیا هایمان.
-
13:50 - 13:52متشکرم.
-
13:52 - 13:56(تشویق حاضرین)
- Title:
- موش فلجی که راه رفت
- Speaker:
- گرگوری کورتین
- Description:
-
more » « less
آسیب نخاعی می تواند ارتباط بین مغز و بدن شما را قطع کند، که به فلج شدن منجر می شود. گریگوری کورتین روش جدیدی را که به تازگی در آزمایشگاه اجرا کرده است به نمایش در می آورد -- که ترکیبی از دارو ها، تحریک های الکتریکی و یک روبات است -- که می تواند مسیر های عصبی را مجدداً فعال کند و به بدن کمک کند تا دوباره یاد بگیرد تا بدون کمک حرکت کند. با دیدن موش فلجی که خواهد توانست بدود و از پله ها بالا برود، خواهید فهمید این روش چطور عمل می کند.
- Video Language:
- English
- Team:
closed TED
- Project:
- TEDTalks
- Duration:
- 14:23
| b a approved Persian subtitles for The paralyzed rat that walked | ||
| b a edited Persian subtitles for The paralyzed rat that walked | ||
| b a edited Persian subtitles for The paralyzed rat that walked | ||
|
narsis sh edited Persian subtitles for The paralyzed rat that walked | |
|
narsis sh accepted Persian subtitles for The paralyzed rat that walked | |
|
Amirpouya Ghaemian edited Persian subtitles for The paralyzed rat that walked | |
|
Amirpouya Ghaemian edited Persian subtitles for The paralyzed rat that walked | |
|
Amirpouya Ghaemian edited Persian subtitles for The paralyzed rat that walked |

