Return to Video

پوئت علی در TEDSumit 2019 صحبت می‌کند

  • 0:01 - 0:02
    پوئت علی: سلام.
    حضار: سلام.
  • 0:03 - 0:06
    علی: من می‌خواهم از شما یک سوال بپرسم.
    شما به چند زبان صحبت می‌کنید؟
  • 0:06 - 0:08
    این یک سوال زبان‌شناسی نیست.
  • 0:08 - 0:10
    در واقع می‌خواهم شما
    به یک عدد فکر کنید.
  • 0:10 - 0:12
    برای بعضی از شما جواب آسان است.
  • 0:12 - 0:16
    در ذهنتان می‌گویید :
    « یکی! داری صحبتش می‌کنی. همین.»
  • 0:16 - 0:17
    بعضی از شما ممکن است فکر کنید
  • 0:17 - 0:20
    آیا زبانی که دوست دختر یا دوست پسر
    قبلیتان به شما یاد داد،
  • 0:20 - 0:22
    و تمام لغات رکیکش را یاد گرفتید،
  • 0:22 - 0:24
    قبول است؟ آن هم حساب کنید.
    با خودتان مهربان باشید.
  • 0:24 - 0:26
    وقتی از خودم این سوال را می‌پرسم،
    به عدد چهارمی‌رسم،‌
  • 0:26 - 0:28
    شاید هم پنج، اگر مشروب خورده باشم.
  • 0:29 - 0:30
    (خنده حضار)
  • 0:30 - 0:33
    (ایتالیایی) با مقداری شراب،
    می‌توانم ایتالیایی هم صحبت کنم.
  • 0:33 - 0:35
    (تشویق حضار)
  • 0:35 - 0:37
    به سلامتی!
  • 0:37 - 0:40
    ولی با بررسی بیشتر من به ۸۳ رسیدم،
    ۸۳ زبان،
  • 0:40 - 0:42
    تا وقتی خسته شدم و از شمردن منصرف شدم.
  • 0:42 - 0:46
    و من را مجبور کرد تا ارزیابی جدیدی
    از تعریفی که از زبان می‌دانیم، انجام دهم.
  • 0:46 - 0:47
    اولین توضیح می‌گوید:
  • 0:47 - 0:50
    «روش برقراری ارتباط انسان‌ها،
    کلامی یا نوشتاری،
  • 0:50 - 0:53
    متشکل از کلمات در چارچوبی
    ساختاری و قرار دادی.»
  • 0:53 - 0:56
    توضیح پایینی به زمینه‌های تخصصی
  • 0:56 - 0:59
    مثل پزشکی، علوم‌ و تکنولوژی اشاره دارد.
  • 0:59 - 1:00
    ما می‌دانیم که آنها زبان تخصصی خودشان و
  • 1:00 - 1:02
    اصطلاحاتشان را دارند.
  • 1:02 - 1:05
    ولی تعریفی که از همه بیشتر برای من
    جذابیت دارد، تعریف وسطی است:
  • 1:05 - 1:10
    « نظام ارتباطات بین یک اجتماع یا کشورخاص.»
  • 1:10 - 1:13
    و من تمایلی به تغییر این تعریف ندارم.
  • 1:13 - 1:16
    بلکه مایلم که آن را در تمام کارهایی که
    انجام می‌دهیم، به کاربرم.
  • 1:16 - 1:19
    چون معتقدم ما به زبان‌های بسیار بیشتری از
    آنچه که بدانیم صحبت می‌کنیم.
  • 1:19 - 1:22
    و در زمان باقیمانده،
  • 1:22 - 1:24
    من هربار تلاش می‌کنم به زبانی صحبت کنم
  • 1:24 - 1:27
    که زبانی قابل فهم برای تک تک
    انسان‌های این سالن باشد.
  • 1:27 - 1:29
    ولی، این، موضوعات را کمی تغییرمی‌دهد.
  • 1:29 - 1:32
    چون از حالت ارائه [من] خارج می‌شود و
  • 1:32 - 1:34
    تبدیل به گفتگو می‌شود.
  • 1:34 - 1:36
    و در هر گفتگویی،
  • 1:36 - 1:38
    باید نوعی از تعامل وجود داشته باشد.
  • 1:38 - 1:41
    و برای اینکه تعاملی اتفاق بیفتد،
  • 1:41 - 1:45
    باید میزانی از تمایل در هر دو طرف
    وجود داشته باشد.
  • 1:45 - 1:49
    و من فکر می‌کنم، تنها اگر بخواهیم،
    خواهیم دید چه اتفاقی ممکن است بیفتد،
  • 1:49 - 1:51
    تنها با مقدار کمی از تمایل.
  • 1:51 - 1:56
    من مخرج مشترک کم خطری را انتخاب کرده‌ام
  • 1:56 - 1:59
    که تا حدی می‌تواند نشان دهد که
    آیا همه ما تمایل داریم [یا نه].
  • 1:59 - 2:01
    اگر خوشحالید و می‌دانید
    که خوشحالید کف بزنید.
  • 2:01 - 2:02
    (کف زدن حضار)
  • 2:02 - 2:05
    حالا شد!
  • 2:05 - 2:07
    برای همه افرادی که اسپانیایی صحبت می‌کنند،
  • 2:07 - 2:09
    لطفا بایستید.
  • 2:11 - 2:14
    ‌به کسانی که نزدیکتان نشسته‌اند نگاه کنید
  • 2:14 - 2:16
    و شروع به خندیدن کنید.
  • 2:16 - 2:20
    (خنده حضار)
  • 2:20 - 2:22
    متشکرم. لطفا بشینید.
  • 2:22 - 2:24
    حالا، اگراین حرکت به نظرتان یکم عجیب بود،
  • 2:24 - 2:27
    قول می‌دهم که هیچ جوکی در مورد شما نبود.
  • 2:27 - 2:32
    من فقط از حضار اسپانیایی
    خواستم که بایستند،
  • 2:32 - 2:36
    به شخصی که نزدیکشان است
    نگاه کنند و بخندند.
  • 2:36 - 2:39
    می‌دانم که خیلی مودبانه نبود،
    معذرت‌ می‌خواهم،
  • 2:39 - 2:40
    ولی در آن لحظه،
  • 2:41 - 2:43
    بعضی از ما حسی [بد] داشتیم،
  • 2:43 - 2:45
    می‌بینید، ما عموما وقتی به
    زبان کسی صحبت می‌کنیم،
  • 2:45 - 2:47
    ازآنچه آن زبان انجام می‌دهد آگاهیم.
  • 2:47 - 2:49
    نقش آن در ایجاد ارتباط، نقش آن در پیوستگی.
  • 2:49 - 2:52
    ولی اغلب فراموش می‌کنیم، که وقتی نمی‌توان
    به آن زبان صحبت کرد، چه تاثیری دارد،
  • 2:52 - 2:55
    نقش آن در منزوی کردن، نقش آن در گسستن.
  • 2:55 - 2:58
    و می‌خواهم کمی دیگرهم صبور
    باشیم تا ما اینجا به
  • 2:58 - 3:01
    بازی کوتاه زبان ادامه دهیم.
  • 3:01 - 3:04
    می‌خواهم الان مفهوم «تعارف»
    را برایتان توضیح دهم.
  • 3:04 - 3:06
    به فارسی گفتم: « می‌خواهم
    مفهوم «تعارف»
  • 3:06 - 3:09
    را برایتان در فرهنگ فارسی توضیح دهم.»
  • 3:09 - 3:13
    که واقعا معادلی در واژگان انگلیسی
    برای آن وجود ندارد.
  • 3:13 - 3:16
    بهترین تعریف چیزی شبیه
    بخشندگی بیش از اندازه،
  • 3:16 - 3:17
    یا فروتنی بسیار زیاد است.
  • 3:17 - 3:19
    ولی این‌ها هم حق مطلب را ادا نمی‌کنند.
  • 3:19 - 3:20
    پس من برایتان مثالی می‌زنم.
  • 3:20 - 3:22
    اگر دو آقا کنار هم راه روند،
  • 3:22 - 3:25
    خیلی مرسوم است که یکی به دیگری بگویید:
  • 3:25 - 3:26
    مخلصتم
  • 3:26 - 3:28
    که به معنی این است که: «من به تو مدیونم.»
  • 3:28 - 3:30
    و شخص مقابل جواب می‌دهد:
  • 3:30 - 3:31
    چاکرتم!
  • 3:31 - 3:34
    که به معنی این است که:
    «من بلوزم را برایت در می‌آورم»
  • 3:35 - 3:37
    شخص اول پاسخ می‌دهد:
  • 3:37 - 3:38
    نوکرتم!
  • 3:38 - 3:40
    که به معنی این است که: « خدمتکار
    تو هستم.»
  • 3:40 - 3:42
    و بعد شخص دیگر جواب می‌دهد،
  • 3:42 - 3:44
    خاک زیر پاتم،
  • 3:44 - 3:47
    که به معنی این است که « من خاک زیر پای تو هستم.»
  • 3:47 - 3:48
    (خنده حضار)
  • 3:48 - 3:51
    این هم یک تصویر برایتان، اگر متوجه نشدید.
  • 3:51 - 3:52
    (خنده حضار)
  • 3:52 - 3:55
    و آن را با شما در میان می‌گذارم چون،
  • 3:55 - 3:59
    با یک زبان جدید، مفهوم جدیدی به وجود می‌آید که قبل از این وجود نداشت.
  • 3:59 - 4:00
    و موضوع دیگر این است که،
  • 4:01 - 4:04
    بعضی اوقات ما فکر می‌کنیم زبان تنها فهمیدن معنی یک کلمه است،
  • 4:04 - 4:09
    ولی من معتقدم زبان، جا انداختن یک کلمه برای خودتان است.
  • 4:09 - 4:12
    اگر من این کلمات را روی صفحه به شما نمایش داده بودم،
  • 4:12 - 4:15
    بعضی از شما، سریعا متوجه خواهید شد که به چه معنی است.
  • 4:15 - 4:18
    بقیه شما، ممکن است کمی [برای فهمیدنش] مشکل داشته باشید.
  • 4:18 - 4:20
    و من احتمالا می‌توانستم یک مرز کاملا مجزا،
  • 4:20 - 4:25
    دقیقا دور ۳۵ ساله و پیرتر، و ۳۵ ساله و جوان‌تر بکشم.
  • 4:25 - 4:27
    و برای آن دسته از ما که در جریان هستیم،
  • 4:27 - 4:29
    می‌دانیم که این زبان پیغام، یا زبان SMS است.
  • 4:29 - 4:33
    یک زنجیره از علائم است به منظور گنجاندن بیشترین جملات،
  • 4:33 - 4:35
    با استفاده از کمترین علائم است،
  • 4:35 - 4:38
    که خیلی به تعریف ما از زبان‌ها نزدیک است:
  • 4:38 - 4:41
    « نظام ارتباطات بین یک ——- .»
  • 4:41 - 4:44
    حالا، هرکس که درگیر بحثی در پیغام‌ها شده باشید،
  • 4:44 - 4:50
    می‌توانید شواهدی بیان کنید که چرا شاید این بهترین روش برای ارتباطات نباشد،
  • 4:50 - 4:52
    ولی اگر من به شما بگویم آنچه شما قبلا دیدید
  • 4:52 - 4:54
    یک نامه عاشقانه دوران مدرن است؟
  • 4:54 - 4:56
    اگر دنبال کنید:
  • 4:56 - 4:58
    «در حال حاضر، من خیلی دوستت دارم،
  • 4:58 - 5:01
    برای اینکه تو قبلا، تمام چیزهای خوب را در من بیدار کردی،
  • 5:01 - 5:04
    و من بلند می‌خندم، به زبان دیگر، دیگه چه خبر.
  • 5:04 - 5:07
    چون به نظر من تو جذابی، و تا جایی که به یاد می‌آورم، دیدن تو،
  • 5:07 - 5:10
    اگر تو با کسی نباشی [مجرد باشی]، مرا خوشحال می‌کند.
  • 5:10 - 5:13
    برای اینکه بدانی، من همیشه برای تو خواهم بود.
  • 5:13 - 5:15
    در هر صورت، با من در ارتباط بمان، جوابی لازم نیست،
  • 5:15 - 5:18
    با بهترین آرزوها،نمی‌دانم، اهمیتی نمی‌دهم که کسی این را ببیند.
  • 5:18 - 5:21
    آنجا نرو، به زودی میبینمت، فعلا خداحافظ، بوس و بغل،
  • 5:21 - 5:23
    تو تنها یک بار زندگی می‌کنی.»
  • 5:23 - 5:25
    (تشویق حضار)
  • 5:25 - 5:29
    یه جورایی رومیه و جولیت دنیای مدرن.
  • 5:29 - 5:31
    در آن لحظه، اگر شما خندیدید،
  • 5:31 - 5:34
    شما به زبان دیگری صحبت کردید که نیاز به توضیحی ندارد: خندیدن.
  • 5:34 - 5:37
    یکی از رایج‌ترین زبان‌های دنیا.
  • 5:37 - 5:41
    ما مجبور نیستیم برای یک دیگر توصیف کنیم، فقط چیزی است که همه ما احساسش می‌کنیم،
  • 5:41 - 5:44
    و به همین دلیل است که مسائلی مثل خندیدن و یا موسیقی، خیلی رایج هستند.
  • 5:44 - 5:48
    برای اینکه به نظر می‌رسد آنها به یک نحوی فراتر از توصیف هستند،
  • 5:48 - 5:50
    و میزان عمیقی از مفاهیم را منتقل می‌کنند.
  • 5:51 - 5:54
    هر خنده‌ای که یاد می‌گیریم، دریاچه‌ای است،
  • 5:54 - 5:56
    که با کمک آن می‌توانیم به زبان دیگری دسترسی یابیم.
  • 5:56 - 5:59
    هر چه بیشتر بدانید، بیشتر می‌توانید صحبت کنید.
  • 5:59 - 6:01
    و این کاری معمول است که همه ما انجام می‌دهیم.
  • 6:01 - 6:04
    ما هر مفهوم جدیدی را دریافت می‌کنیم، و موضوعی که
  • 6:04 - 6:08
    از قبل در ما وجود داشته را از فیلتر می‌گذرانیم.
  • 6:08 - 6:10
    و به همین دلیل است که زبان خیلی مهم است.
  • 6:10 - 6:13
    برای اینکه به ما دسترسی به کلمات جدیدی را می‌دهد،
  • 6:13 - 6:14
    نه فقط انسان‌های جدید.
  • 6:14 - 6:18
    فقط در مورد دیدن یا شنیدن نیست، در مورد احساس، تجربه، اشتراک گذاری است.
  • 6:19 - 6:21
    و برخلاف زبان‌هایی که تا به حال راجبش صحبت کردیم،
  • 6:21 - 6:22
    من واقعا فکر نمی‌کنم، ما هنوز
  • 6:22 - 6:24
    راجع به یکی از عمیق‌ترین زبان‌ها صحبت کرده باشیم،
  • 6:24 - 6:26
    و آن زبان تجربه است.
  • 6:26 - 6:28
    این به این دلیل است که وقتی با کسی صحبت می‌کنید،
  • 6:28 - 6:32
    و در مورد چیزی است که بین شما دو نفر مشترک است، احتیاج به توضیح زیادی نیست.
  • 6:32 - 6:35
    و یا به همین دلیل است که وقتی شما داستانی را تعریف می‌کنید و تمامش می‌کنید،
  • 6:35 - 6:37
    و افرادی که به صحبت‌هایتان گوش می‌دهند، خیلی متوجه نمی‌شوند،
  • 6:37 - 6:39
    اولین چیزی که همه ما می‌گوییم این است:
  • 6:39 - 6:41
    «فکر کنم باید در آن موقعیت بوده باشی [تا متوجه شوی].»
  • 6:41 - 6:45
    فکر می‌کنم این هفته باید اینجا بودی، تا بفهمی که موضوع چیست.
  • 6:45 - 6:47
    یکم توضیحش سخت است، نیست؟
  • 6:47 - 6:50
    و به عنوان حسن ختام این تحقیق، من از شما می‌خواهم
  • 6:50 - 6:54
    یک بار دیگر در این آزمایش زبان شرکت کنید.
  • 6:54 - 6:56
    می‌خواهم چند زبان را فیلتر کنم،
  • 6:56 - 6:58
    و اگر به زبان شما صحبت کردم،
  • 6:58 - 7:00
    از شما خواهم خواست که بایستید و ایستاده بمانید.
  • 7:00 - 7:02
    مجبور نیستید اجازه بگیرید،
  • 7:02 - 7:04
    فقط طوری باشد که شما مرا ببینید،
  • 7:04 - 7:06
    و من شما را ببینم
  • 7:06 - 7:08
    اگر به آن زبان تجربی صحبت می‌کنید.
  • 7:10 - 7:12
    آیا به این زبان صحبت می‌کنید؟
  • 7:13 - 7:16
    وقتی من ابتدایی بودم،
  • 7:16 - 7:18
    در آخر سال جشنی بود،
  • 7:18 - 7:22
    و رای‌گیری می‌کردند که آیا جشن را در شهربازی بگیریم،
  • 7:22 - 7:23
    و یا در پارک آبی،
  • 7:23 - 7:26
    و من واقعا آرزو میکردم که ای کاش این جشن در پارک آبی نباشد،
  • 7:26 - 7:28
    چون من باید مایو می‌پوشیدم.
  • 7:29 - 7:33
    شما را نمیدانم، اما بعضی اوقات وقتی من به سمت اتاق پرو میرفتم،
  • 7:33 - 7:35
    غده‌های عرق من شروع به کار می‌کردند،
  • 7:35 - 7:38
    چون من می‌دانستم این لباس،
  • 7:38 - 7:39
    به آن اندازه که به تن مانکن می‌آید،به من قشنگ نیست.
  • 7:39 - 7:40
    و یا این چی؟
  • 7:40 - 7:43
    وقتی به مراسمی خانوادگی یا دور همی میرفتیم،
  • 7:43 - 7:45
    هر وقت که من بشقاب دوم غذا می‌خواستم،
  • 7:46 - 7:48
    که معمولاً اتفاق می‌افتاد،
  • 7:48 - 7:49
    (خنده حضار)
  • 7:49 - 7:52
    باید یک تحلیل جامع از سود و زیانش بود،
  • 7:52 - 7:54
    فامیل‌های به من نگاه می‌کردند می‌گفتند:
  • 7:54 - 7:58
    «واقعا یک بشقاب دیگر هم می‌خواهی؟ انگار خیلی بهت خوش می‌گذرد پسر!»
  • 7:58 - 8:02
    آیا روی لپ من نوشته‌ای بود که نیشگونش‌ بگیر و من نمی‌دیدمش؟
  • 8:02 - 8:05
    و اگر شما آزرده شدید یا خندید، یا ایستادید،
  • 8:05 - 8:07
    و یا در حال ایستادن هستید،
  • 8:07 - 8:09
    شما به زبان صحبت می‌کنید که من مشتاقانه آن را
  • 8:09 - 8:11
    «زبان بزرگ شدن به عنوان یک کودک چاق» می‌نامم.
  • 8:12 - 8:16
    و هر ایراد شکل ظاهری به این زبان صحبت می‌شود.
  • 8:17 - 8:18
    از شما می‌خواهم ایستاده بمانید.
  • 8:18 - 8:22
    و دوباره، اگر من به زبان شما صحبت می‌کنم، لطفا از جای خود بلند شوید.
  • 8:23 - 8:25
    فکر کنید دو صورت‌حساب در دست من است،
  • 8:25 - 8:28
    یکی صورت حساب تلفن،
  • 8:28 - 8:29
    و دیگری صورت حساب برق.
  • 8:30 - 8:34
    پلم، پولوم، پیلیم، یکی را پرداخت می‌کنم و دیگری را فعلا نه،
  • 8:34 - 8:38
    که به این معنی است که «من در حال حاضر پول کافی برای پرداخت هر دو را ندارم.»
  • 8:39 - 8:42
    باید زرنگ باشی، باید راه حلی برایش را پیدا کنی.
  • 8:42 - 8:46
    و اگر ایستاده‌اید، شما زبان به زور رساندن،
  • 8:46 - 8:47
    زبان مشکلات مالی صحبت می‌کنید.
  • 8:48 - 8:51
    اگر شما انقدر خوش‌شانس بودید که به آن زیان صحبت می‌کنید،
  • 8:51 - 8:55
    شما می‌دانید که هیچ محرکی بهتر از کمبود نیست.
  • 8:55 - 9:00
    نداشتن امکانات، نداشتن قیافه، نداشتن منابع مالی،
  • 9:00 - 9:02
    می‌توانند مانند خاک بی ثمری باشند
  • 9:02 - 9:07
    که از آن بارورترین دانه‌ها که با سخت کوشی شخم زده و برداشت شده، می‌روید.
  • 9:08 - 9:10
    می‌خولهم بپرسم که آیا به این زبان صحبت می‌کنید.
  • 9:12 - 9:14
    در همان لحظه که تشخیصش دادید، راحت باشید و بایستید.
  • 9:16 - 9:20
    وقتی لغت تشخیص [بیماری] را شنیدم،
  • 9:22 - 9:23
    فکر کردم، «این لغت نه.
  • 9:24 - 9:26
    هر لغتی به جز این.
  • 9:26 - 9:27
    از این کلمه متنفرم.»
  • 9:29 - 9:31
    و بعد یک سری سوالات می‌پرسید:
  • 9:31 - 9:32
    «مطمئنید؟»
  • 9:34 - 9:35
    «آیا پخش شده است؟»
  • 9:36 - 9:37
    «چقدر زمان داریم؟»
  • 9:37 - 9:38
    «دکتر، چقدر زمان داریم؟»
  • 9:39 - 9:43
    و مجموعه‌ای از سوالات که زندگی یک نفر را تعیین می‌کند.
  • 9:44 - 9:48
    و وقتی پدر من گشنه بود، همه ما به سمت میز شام میدویدیم تا شام بخوریم،
  • 9:48 - 9:49
    چون قبلاً هم همین کار را می‌کردیم.
  • 9:49 - 9:52
    ما با هم غذا می‌خوردیم و الان هم‌ به همین کار ادامه می‌دهیم.
  • 9:53 - 9:56
    و من نمی‌فهمیدم ما چرا در حال شکست خوردن در این جنگ بودیم،
  • 9:56 - 9:59
    چون من آموخته بودم که اگر شما بجنگید و نیت خوبی داشته باشید،
  • 9:59 - 10:00
    برنده خواهید شد.
  • 10:00 - 10:02
    و ما نمی‌بردیم.
  • 10:03 - 10:04
    برای هر یک از شما که ایستاده‌اید،
  • 10:04 - 10:06
    شما دقیقا می‌دانید، من به زبان
  • 10:06 - 10:09
    آب شدن عزیزتان در نبرد با سرطان صحبت می‌کنم.
  • 10:09 - 10:13
    (تشویق حضار)
  • 10:14 - 10:18
    هر بیماری لاعلاجی، مشتقی از این زبان است.
  • 10:20 - 10:22
    می‌خواهم به آخرین زبان امشب صحبت کنم.
  • 10:28 - 10:29
    او — نه، نه، من دارم گوش می‌کنم.
  • 10:30 - 10:33
    بله، بله، بله، نه، نه، نه، من و شما، همین‌جا، بله.
  • 10:33 - 10:35
    (خنده حضار)
  • 10:35 - 10:37
    نه، متوجه‌ام، متوجه‌ام!
  • 10:37 - 10:39
    (خنده حضار)
  • 10:39 - 10:43
    یا تصور کنید که تمام چراغ‌ها روشن است و در حالی که دراز کشیده‌اید،
  • 10:43 - 10:45
    تنها یک لامپ آبی نزدیک صورت شما می‌درخشد.
  • 10:45 - 10:46
    من می‌دانم بعضی از شما، مثل خود من،
  • 10:46 - 10:48
    اون گوشی رو روی صورتتان انداخته‌اید.
  • 10:48 - 10:50
    (خنده حضار)
  • 10:51 - 10:53
    یا این، درسته؟؟
  • 10:54 - 10:57
    صندلی کمک راننده ترسیده است، «می‌شود حواست به جاده باشد؟»
  • 10:57 - 11:00
    و برای هر کسی که ایستاده است،
  • 11:00 - 11:05
    شما به زبانی صحبت می‌کنید که من آن را «زبان قطع ارتباط» می‌نامم.
  • 11:06 - 11:09
    به آن زبان ارتباط می‌گفتند،
  • 11:09 - 11:11
    ولی من ترجیح می‌دهم آن را زبان قطع ارتباط بنامم.
  • 11:11 - 11:14
    منظورم قطع تماس نیست، منظورم قطع ارتباط است.
  • 11:14 - 11:15
    قطع ارتباط انسانی،
  • 11:15 - 11:18
    قطع ارتباط از یکدیگر،
  • 11:18 - 11:20
    از آنجا که بودیم، از افکار خودمان،
  • 11:20 - 11:22
    تا بتوانیم فضای دیگری را اشغال کنیم.
  • 11:25 - 11:26
    اگر شما نایستاده‌اید،
  • 11:29 - 11:31
    احتمالا می‌دانید که حس کنار گذاشته شدن چه حسی است.
  • 11:32 - 11:35
    (خنده حضار)
  • 11:35 - 11:38
    (تشویق حضار)
  • 11:38 - 11:43
    شما احتمالا - - می‌دانید چه حسی است وقتی هرکس عضو گروهی است
  • 11:45 - 11:47
    و شما نه.
  • 11:47 - 11:49
    شما می‌دانید اقلیت بودن چه حسی است.
  • 11:49 - 11:51
    و حالا که من به زبان شما صحبت می‌کنم،
  • 11:51 - 11:53
    می‌خوام از شما بخواهم که بایستید،
  • 11:53 - 11:55
    چون ما به زبان مشترکی صحبت می‌کنیم.
  • 11:55 - 11:57
    چون من معتقدم که زبان اغلیت بودن،
  • 11:57 - 12:01
    یکی از مهم‌ترین زبان‌هایی است که شما می‌توانند در کل زندگیتان صحبت کنید،
  • 12:01 - 12:03
    چون آنچه در حالت ضعف حس می‌کنید،
  • 12:03 - 12:06
    دقیقاً عملکرد شما در موقعیت قدرت را نشان خواهد داد.
  • 12:08 - 12:09
    ممنون از شرکت شما.
  • 12:09 - 12:12
    اگر بنشینید، من به آخرین زبان صحبت خواهم کرد.
  • 12:12 - 12:14
    (تشویق حضار)
  • 12:17 - 12:19
    برای این، احتیاجی نیست بایستید.
  • 12:19 - 12:22
    فقط می‌خوام ببینم که آیا شما تشخیصش می‌دهید.
  • 12:24 - 12:26
    عده زیادی از دختران در دنیا از آن شکایت دارند.
  • 12:27 - 12:30
    بیشتری شاعران در مورد آن سروده‌اند.
  • 12:30 - 12:33
    بیشتر موسقی‌ها در رادیو‌ در موردش نواخته‌اند، در موردش گفته‌اند،
  • 12:33 - 12:34
    در موردش شلوغ کرده‌اند.
  • 12:35 - 12:37
    بیشتر شاه‌بیتی که خواننده‌های معروف تکرار کرده‌اند،
  • 12:37 - 12:40
    بیشترین آهنگ‌ها در دنیا، بیشترین موضوع بحث در بین مردم.
  • 12:40 - 12:43
    بیشتر قلب‌های شکسته‌ای که من می‌شناسم، بدون آن راه می‌روند،
  • 12:43 - 12:44
    به آن شک می‌کنند،
  • 12:44 - 12:46
    یا بدون آن گم شده‌اند.
  • 12:46 - 12:49
    بیشتر سابقه‌های در تاریکی، آن را فراموش کرده‌اند.
  • 12:49 - 12:51
    تمام مردم دنیا بدون آن لنگ می‌زنند.
  • 12:51 - 12:54
    هر دختری و هر پسری، بدون آن می‌میرند،
  • 12:54 - 12:56
    بدون آن دچار اشکال می‌شوند، هیچیز بدون آن.
  • 12:57 - 12:59
    بیشتر صفحاتی که پر شده‌اند، با آن پر شده‌اند.
  • 13:00 - 13:03
    اشک‌هایی که ریخته شده‌اند، برای آن ریخته شده است.
  • 13:03 - 13:06
    مردمی که حسش کرده‌اند، در موردش جدیند.
  • 13:06 - 13:08
    زندگیتان بدون آن، گم‌شده اید.
  • 13:08 - 13:10
    وقتی من دچارش هستم و حسش می‌کنم، در موردش فریاد می‌زنم.
  • 13:10 - 13:13
    همه آدم‌ها در کل دنیا ، دو موردش می‌دانند.
  • 13:13 - 13:15
    من رنجیده‌ام، شکسته‌ام و جاری بوده‌ام با آن.
  • 13:15 - 13:17
    در موردش اشتباه کرده‌اند، چون اجازه بهش نداده‌ام.
  • 13:17 - 13:19
    می‌شود که زخمی و خراشی بدون آن خوب شود؟
  • 13:19 - 13:22
    نمی‌شود حسی که به آن دارید، آن را پنهان کند؟
  • 13:22 - 13:25
    هر کسی ایده‌آل خودش را در موردش دارد،
  • 13:25 - 13:26
    درباره‌اش تخیل می‌کند،
  • 13:26 - 13:28
    آن را تقاضا می‌کند.
  • 13:28 - 13:30
    پس موضوع آن چیست؟
  • 13:30 - 13:32
    و شما کم کم می‌فهمید که زندگی یک خیال است
  • 13:33 - 13:34
    و واقع بین نیستید نسبت به آن؟
  • 13:34 - 13:36
    ولی من فقط یک نویسنده‌ام.
  • 13:36 - 13:37
    چه چیزی را در موردش می‌توانم آشکار کنم؟
  • 13:38 - 13:42
    چرای چنین است که زبانی است که بیشترین بار در دنیا به آن صحبت شده است،
  • 13:42 - 13:46
    همانی است که ما سخت‌ترین کار برای حرف زدن و بیان کردنش داریم؟
  • 13:46 - 13:48
    ربطی به اینکه چند کتاب خوانده ایم، چند سمینار رفته‌ایم،
  • 13:48 - 13:51
    یا اینکه چند جلسه آموزشی برای زندگی رفته باشیم،
  • 13:51 - 13:53
    فقط هیچ‌وقت کافی نیست.
  • 13:54 - 13:55
    و حالا از شما می‌پرسم:
  • 13:55 - 13:58
    اون عددی که در ابتدا داشتید، آیا تغییر کرده است؟
  • 13:58 - 14:01
    و من شما را به چالشی دعوت می‌کنم، وقتی کسی را می‌بینید،
  • 14:01 - 14:02
    از خود بپرسید:
  • 14:03 - 14:05
    چه زبان مشترکی با هم‌ دارید؟
  • 14:06 - 14:07
    و اگر چیزی به ذهنتان نمی‌رسد،
  • 14:07 - 14:10
    از خودتان بپرسید: چه زبانی را می‌توانیم با هم استفاده کنیم؟
  • 14:10 - 14:12
    و اگر باز هم به نتیجه‌ای نمیرسید،
  • 14:13 - 14:15
    از خودتان بپرسید: چه زبانی را می‌توانم بیاموزم؟
  • 14:16 - 14:19
    و حتی اگر آن تعامل در آن زمان بی نتیجه و‌
  • 14:19 - 14:24
    بی‌اهمیت به نظر آید،
  • 14:24 - 14:26
    به شما قول می‌دهد که در آینده به کارتان خواهد آمد.
  • 14:27 - 14:29
    اسم من پوئت علی است. متشکرم.
  • 14:29 - 14:36
    (تشویق حضار)
Title:
پوئت علی در TEDSumit 2019 صحبت می‌کند
Speaker:
پوئت علی
Description:

پوئت علی در TEDSummit 2019 صحبت می‌کند.

more » « less
Video Language:
English
Team:
closed TED
Project:
TEDTalks
Duration:
14:55

Persian subtitles

Revisions Compare revisions