Persian subtitles

دانش بومیان در کنارعلم برای حل مسئله‌ی تغییرات آب و هوا

Get Embed Code
28 Languages

Showing Revision 20 created 04/17/2020 by Masoud Motamedifar.

  1. حدس می‌زنم همه شما یک گوشی هوشمند و
    یا یک آیفون دارید،
  2. و احتمالا امروز صبح، وضعیت
    هوا را چک کرده‌اید،
  3. اگر بارانی باشد چتر خود را بردارید،
  4. اگر آفتابی است عینک آفتابی خود را بردارید،
  5. یا اگر سرد می‌شود لباس گرم اضافی
    با خودتان بردارید.
  6. اطلاعاتی که دریافت می‌کنید گاهی
    صحیح است و گاهی نه.
  7. بگذارید برای شما بگویم که،
  8. بهترین برنامه من مادربزرگم است.
  9. (خنده حضار)

  10. نام او مامادا است.

  11. او نه تنها وضعیت هوای امروز
    را می‌تواند به شما بگوید
  12. بلکه حتی تا ۱۲ ماه آینده را هم می‌تواند
    پیش‌بینی کند،
  13. که آیا در این فصل بارندگی خوب است یا نه.
  14. او فقط با مشاهده محیط زندگی اطراف خودش
    می‌تواند پیش‌بینی کند،
  15. با مشاهده جهت باد،
  16. وضعیت ابرها،
  17. مهاجرت پرندگان،
  18. اندازه میوه‌ها،
  19. گل‌های گیاهان.
  20. او با مشاهده رفتار گله‌ی چارپایان
    خودش می‌تواند پیش‌بینی کند.
  21. به این دلیل است که او
    شرایط آب وهوا و اکوسیستم
  22. محیط زندگی خود را بهتر می‌داند.
  23. من از یک جامعه دامدار می‌آیم

  24. که کارش پرورش گاو است.
  25. ما عشایر هستیم.
  26. ما از نقطه‌ای به نقطه دیگر حرکت می‌کنیم
  27. برای یافتن آب و چراگاه.
  28. ما می‌توانیم تا هزار کیلومتردرسال،
    به اندازه‌ی وسعت کالیفرنیا، حرکت کنیم.
  29. و این شیوه‌ی زندگی باعث می‌شود تا با
    اکوسیستم خودمان سازگاری داشته باشیم.
  30. ما همدیگر را درک می‌کنیم.
  31. طبیعت سوپرمارکت ماست،
  32. که از آنجا غذای خود را تهیه می‌کنیم،
  33. و آب مورد نیازمان.
  34. طبیعت داروخانه‌ی ماست که
    گیاهان دارویی خود را از آن تهیه می‌کنیم.
  35. اما برای ما مدرسه هم هست،
  36. که درآن چگونگی محافظت
    از آن را بهتر یاد می‌گیریم
  37. و اینکه او هم درعوض نیازهای
    ما را تامین می‌نماید.
  38. اما با آثار تغییر شرایط جوی،

  39. ما شرایط متفاوتی را تجربه می‌کنیم.
  40. در جامعه‌ی من،
  41. یکی از پنج دریاچه‌ی بزرگ
    آب شیرین آفریقا واقع شده است.
  42. دریاچه‌ی چاد.
  43. زمانی که مادرمن متولد شد،
  44. دریاچه چاد به وسعت
    ۲۵۰۰۰ کیلومتر مربع آب داشت.
  45. زمانی که من متولد شدم، ۳۰ سال پیش، وسعت
    آن ۱۰۰۰۰ کیلومتر مربع بود.
  46. و امروزه درواقع،
  47. سطح آب فقط ۱۲۰۰ کیلومتر مربع می‌باشد.
  48. نود درصد این آب فقط تبخیر شد، از بین رفت.
  49. و بیش از ۴۰ میلیون نفر
  50. در اطراف این دریاچه زندگی می‌کنند
    و به آن وابسته هستند.
  51. آنها دامداران هستند.
  52. ماهی‌گیران‌اند.
  53. وکشاورزان‌اند.
  54. آنها به حقوق آخرماه وابسته نیستند.
  55. به بارش باران وابسته‌اند.
  56. آنها به رشد محصولات کشاورزی
  57. یا خوراک برای دام‌هایشان وابسته‌اند.
  58. با کاهشِ منابع،
  59. جوامع زیادی هستند که برای دستیابی
    به آنها مبارزه می‌کنند.
  60. هرکس که زودتر برسد سهم
    بیشتری را برمی‌دارد.
  61. گروه بعدی بایستی تا سرحد مرگ مبارزه کند.
  62. در نتیجه تغییرات جوی روی محیط زندگی
    ما تاثیر می گذارد

  63. با تغییر زندگی اجتماعی ما،
  64. چون نقش زن و مرد در این منطقه متفاوت است.
  65. مرد باید خانواده‌اش را تامین کند،
  66. از جامعه خودش مراقبت کند،
  67. و اگر نتواند این وظایف را انجام دهد،
  68. حیثیت وی به خطر می‌افتد.
  69. وی با هیج کاری دیگر نمی‌تواند آن را
    مجددا به دست آورد.
  70. به این دلیل است که تغییرات آب وهوایی
    مردان ما را از ما دور می کند.
  71. به خاطر مهاجرت.
  72. آنها می‌توانند به شهر بزرگی مهاجرت کنند که
    امکان اقامت شش یا ۱۲ ماه را داشته باشند،
  73. جایی‌ که بتوانند کاری پیدا کنند،
    و برای ما پول بفرستند.
  74. اگر نتوانند،
  75. مجبورند به منطقه مدیترانه رفته
  76. و به اروپا مهاجرت کنند.
  77. دراین راه بعضی‌ها می‌میرند،
    اما هیچ‌‌ یک دست از رفتن برنمی‌دارد.
  78. البته این برای کشور میزبان زیاد
    خوش‌آیند نیست،

  79. که کشورهایی توسعه یافته‌اند،
  80. و باید خودشان را آماده پذیرش مهاجرین کنند.
  81. اما آنهایی که می‌مانند،
  82. زنان و بچه‌ها
    که باید نقش مردان را ایفا کنند،
  83. نقش زنان را،
  84. مراقب تامین امنیت،
  85. غذایی و سلامت تمام اعضاء خانواده،
  86. بچه‌ها و افراد پیر باشند چه می‌کنند؟
  87. این زن‌ها برای من، قابل تحسین و
    قهرمانان من هستند،
  88. چون آنها مبتکرند، حلال مشکلات‌اند،
  89. آنها با منابع اندک
  90. نیازهای یک جامعه بزرگ
    را تامین می‌کنند.
  91. من به این مردم تعلق دارم.
  92. ما از دانش سنتی مردم بومی خودمان
    استفاده می‌کنیم

  93. تا خود را بهتر با شرایط لازم برای
    زنده ماندن و بقاء تطبیق دهیم.
  94. دانش ما فقط مختص جوامع ما نیست.
  95. همه کسانی که با ما زندگی می‌کنند از
    آن استقاده می‌برند.
  96. وساکنین بومی سراسر دنیا
  97. ۸۰ درصد تنوع زیستی جهان را حفظ می‌کنند.
  98. این چیزی است که دانشمندان می‌گویند.
  99. اهالی بومی منطقه‌ی آمازون،
  100. بیشترین تنوع اکوسیستم را در آنجا
    می‌بینید، بهتر از پارک ملی .
  101. اهالی بومی منطقه پاسیفیک،
  102. پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها،
  103. می‌دانند که پس از آسیب دیدن
    از طوفان‌های شدید چگونه غذا پیدا کنند.
  104. دانشی را که مردم ما دارند
  105. به ما و سایر مردم برای بقا و زنده ماندن
  106. از تبعات و آثار تغییرات جوی کمک می‌کند.
  107. دنیا در حال نابود شدن است.
  108. ما تا کنون ۶۰ درصد گونه‌های زیستی
    را از دست داده‌ایم،
  109. و این درصد هرروز افزایش می‌یابد.
  110. یک روز، من یکی از محققین را
    به جامعه خودم دعوت کردم.

  111. گفتم، شما اطلاعات خوبی درمورد وضعیت آب
    و هوا از رادیو و تلویزیون ارائه می‌دهید،
  112. اما نظرتان در مورد مردم ما چیست؟
  113. و بعد اهالی می‌آیند،
  114. دورهم می‌نشینند،
  115. و ناگهان، از آنجا که ما عشایر و چادرنشین
    هستیم، شروع به جمع کردن وسایلمان می‌کنیم،
  116. آنها می‌پرسند، «آیا می‌خواهیم حرکت کنیم؟»
  117. من می‌گویم، « نه، قصد حرکت نداریم.
    هوا بارانی است.»
  118. و آنها می‌پرسند، «اوه، ولی هوا ابری نیست.
    از کجا می‌دانید که باران می‌آید؟»
  119. ما می‌گوییم، «قراراست باران ببارد.»
    ما وسایل را جمع می‌کنیم.
  120. ناگهان، باران شدیدی شروع به باریدن می‌کند،
  121. و ما دانشمندان را می‌بینیم سراسیمه
    پراکنده شده، زیر درختان پناه می‌گیرند
  122. برای حفاظت وسایل‌شان از باران.
  123. ما تقریبا جمع کرده بودیم.
  124. (خنده جضار)

  125. پس ازخاتمه‌ی باران،
    بحثی جدی‌ شروع می‌شود.

  126. آنها می‌پرسند، «چگونه متوجه شدید
    که باران خواهد آمد؟»
  127. می‌گوییم، «زن سالخورده متوجه شد که حشرات
  128. تخم‌هایشان را به داخل لانه می‌برند،
  129. و از آنجا ‌که حشره نمی‌تواند حرف بزند و
    یا تلویزیون نگاه کند،
  130. می‌داند چگونه پیش‌بینی کند
    به خاطر حفظ نسل‌هایشان،
  131. چگونه غذایشان را محافظت کند.
  132. لذا برای ما این نشانه‌ایست که باران
  133. حداکثر چند ساعت بعد خواهد بارید.»
  134. و سپس آنها می‌گویند،
  135. خوب، درست است که ما دارای دانش هستیم،
  136. اما ما دانش هواشناسی و دانش اکولوژیک را
    یک جا و با هم نگاه نمی‌کنیم.
  137. این شد که من شروع کردم به کار
  138. با متخصصین هواشناسی و جوامع خودم
  139. برای ارائه اطلاعات بهترکه مردم بتوانند
    خود را با تغییرات جوی تطبیق دهند.
  140. به اعتقاد من، اگر ما تمام سیستم‌های علمی و
    صنعتی‌ را که داریم یک کاسه کنیم --

  141. علوم، تکنولوژی،
  142. دانش و اطلاعات سنتی --
  143. می‌توانیم بهترین خدمت را
    برای محافظت مردم،
  144. برای محافظت سیاره،
  145. و بازسازی اکوسیستم که در
    حال نابودی است ارائه دهیم.
  146. من این کاررا به نحو
    دیگری‌ هم انجام دادم.

  147. از ابزاری استفاده کردم
    که واقعا خیلی دوستش دارم.
  148. اسم آن تدوین مشارکتی نقشه
    توپوگرافی [سه بعدی] است:
  149. مشلرکتی، چون همه درتهیه آن نقش دارند،
    زنان، مردان،
  150. جوانان، پیرها،
  151. همه‌ی افراد متعلق به نسل‌های مختلف.
  152. آنان ازدانش و اطلاعات علمی
    استفاده می‌کنند،
  153. و با همکاری جامعه، نقشه را تهیه می‌کنند،
  154. آنها تمام دانشی را که داریم در
    محاسبات خود در نظرمی‌گیرند
  155. درمورد اینکه جنگل مقدس کجاست،
    منابع تامین آب برای ما کجاست،
  156. مسیرعبور ما کجاست،
  157. مناطقی که در فصل‌های مختلف از آن
    عبور می‌کنیم کجاست.
  158. و این ابزار شگفت آور است، به این دلیل که
    ظرفیت و توانایی زنان را افزایش می‌دهد،
  159. چون در جوامع ما
  160. مردان و زنان نمی‌توانند کنارهم بنشینند.
  161. همواره مردان صحبت می‌کنند،
    زنان فقط می‌نشینند،
  162. اما درعقب.
  163. آنها برای تصمیم گیری نمی‌آیند.
  164. لذا پس از آنکه مردان همه‌ی اطلاعات را
    برای تهیه نقشه جمع‌آوری کردند،
  165. می گوییم، خوب، زن‌ها بیایند،
    « نگاهی به نتیجه کار بیندازند.»
  166. آنها می‌گویند، «چشم، حتما،»
  167. زیرا آنها تقریبا کار اول را
    انجام داده‌اند.
  168. (حنده حضار)

  169. وقتی زنان می‌آیند،

  170. و نگاهی به نقشه می‌اندازند،
    می‌گویند، «هوم، نه.»
  171. (خنده حضار)

  172. « این اشتباه است.

  173. از این نقطه ما دارو تهیه می‌کنیم،
    این محل تهیه مواد غذایی است.
  174. این جا ما چیزی جمع می‌کنیم ---»
  175. لذا ما دانش در نقشه را تغییر دادیم،
  176. و مردان را صدا زدیم.
  177. آنها درمورد نظر زن‌ها فکر می‌کنند.
  178. همه سرهایشان را تکان می‌دهند.
  179. « حق با آنهاست، حق با آنهاست.
  180. آنها درست می‌گویند.»
  181. و این‌گونه ما ظرفیت و توانمندی
    زن‌ها را افزایش می‌دهیم
  182. با دادن حق اظهارنظر به آنان
  183. در مورد نقشه‌ی سه بعدی مشارکتی،
  184. حال زن‌ها دانش جزئیات را دارند
  185. که به جامعه برای سازگاری کمک می‌کند.
  186. و مردان اطلاعات کلان و تصویر کلی را دارند.
  187. لذا وفتی آنها را درکنار هم می‌گذاریم،
  188. این نقشه فرصت بحث و گفتگو را می‌دهد
  189. که اختلاف بین جوامع را
  190. برای دسترسی به منابع کاهش ‌دهد،
  191. و منابع بهتر و مناسب‌تر تقسیم شود،
  192. برای حفظ و احیا
  193. و مدیریت آنها در دراز مدت.
  194. دانش ما خیلی مفید است.

  195. دانش و اطلاعات اهالی بومی
  196. برای سیاره‌ی ما خیلی حیاتی است.
  197. برای همه‌ی مردم حیاتی است.
  198. تاریخ علم به ۲۰۰ سال پیش برمی‌گردد،
  199. و تکنولوژی به ۱۰۰ سال پیش،
  200. اما دانش اهالی بومی، هزاران سال قدمت دارد.
  201. پس چرا نمی‌توانیم
    همه اینها را با‌ هم ببینیم،
  202. این سه دانش را تلفیق کنیم
  203. و سازش پذیری بهتری بدهیم
  204. به مردمی که متاثر از تغییرات جوی هستند؟
  205. و این فقط مربوط به کشورهای در
    حال توسعه نیست.
  206. شامل کشورهای توسعه یاقته هم می‌شود.
  207. ما طوفان‌های دریایی شدید را دیدیم.
    ما جاری شدن سیل را درهمه‌جا دیدیم.
  208. ما آتش سوزی را دیدیم،
    حتی اینجا در کالیفرنیا.
  209. پس ما نیاز داریم تا همه
    این اطلاعات با‌ هم دیده شوند.
  210. ما نیازداریم تا انسان در مرکز
    توجه قرار گیرد.
  211. و ما نیاز داریم تا
    تصمیم گیرندگان عوض شوند،
  212. کارشناسان به آنها می‌گویند،
  213. و ما به آنها می‌گوییم،
  214. و ما این دانش را داریم.
  215. ما ده سال فرصت داریم تا آن را تغییر دهیم.

  216. ده سال چیزی نیست،
  217. پس لازم است همه باهم اقدام کنیم
  218. و همین الان هم باید اقدام کرد.
  219. متشکرم.

  220. (تشویق حضار)