Persian subtitles

چگونه پزشکان می‌توانند به ترمیم سیستم پناهندگی معیوب ایالات متحده کمک کنند

Get Embed Code
25 Languages

Showing Revision 31 created 11/07/2020 by sadegh zabihi.

  1. سال‌ها قبل مرد جوانی برای دیدن
    من به کلنیکم مراجعه کرد.
  2. او گفت که در حال فرار برای زندگیش بود.
  3. گفت از خانه‌اش فرار کرده،
  4. چون در آنجا، هم‌جنس‌گرایی
    نه تنها غیرقانونی است،
  5. بلکه در بعضی موارد مجازات آن مرگ بود.
  6. بنابراین وقتی گرایش جنسیش آشکار شد،
  7. خانواده‌اش او را طرد کردند،
  8. رئیسش او را اخراج کرد،
  9. و اوباش خشمگین مرتباً در
    خیابان‌ها به او حمله کردند.
  10. و هر دفعه پلیس فقط از
    راه رسید تا او را دستگیر،
  11. بازداشت و حتی بیشتر شکنجه کند.
  12. و او می‌دانست که اگر نتواند
    از این چرخه خشونت فرار کند،
  13. مطمئناً کشته خواهد شد.
  14. پس او باید کاری که برای زنده ماندن
    لازم بود انجام می‌داد.

  15. او همه چیز را رها کرد.
  16. همه دوستانش، خانواده‌اش، شغلش،
  17. از خانه‌اش گریخت،
  18. و به ایالات متحده فرار کرد
  19. و اینجا درخواست پناهندگی کرد.
  20. ولی مثل خیلی ازافراد که
    ازاین نوع آزارها فرار می‌کنند،

  21. نتوانسته بود چیز زیادی همراه بیاورد.
  22. او چند مدرک شناسایی اولیه،
  23. پولی ناچیز و چند دارایی
    محدود دیگر همراه داشت.
  24. او مسلماً هیچ مدرک رسمی
  25. از پلیسی که او را شکنجه
    کرده بود همراه نداشت.
  26. هیچ ویدویی از اوباشی که تلاش
    کرده بودند او را به قتل برسانند.
  27. او چنین شواهدی در دست نداشت
    تا بتواند ادعاهایش را ثابت کند.
  28. ولی در هر حال او اینجا بود،
    در کلینیک من نشسته بود،
  29. به من شواهدی قدرتمند از آزار و اذیتی
    که علیه‌اش شده بود را نشان می‌داد.
  30. و آن زخم‌های فیزیکی و روانی بود
    که به همراه آورده بود.
  31. او در واقع از دردی مزمن
    و ناتوان کننده رنج می‌برد.
  32. او زخم‌های عمیقی در سراسر بدنش داشت،
  33. زخم‌هایی که به سختی بهبود می‌یافتند
    و بارها و بارها عفونت می‌کردند.‌
  34. او از افسرگی شدید رنج می‌برد
  35. و همچنان به علت اختلال استرس پس از سانحه
    مرتباً کابوس‌های فلج کننده‌ای داشت.
  36. پس ما کارمان را ادامه دادیم.

  37. ماه‌ها مرتباً همدیگر را دیدیم،
  38. و همه این تیکه‌های مدراک
    پزشکی را مستند سازی کردیم.
  39. جزئیات هر حمله را بررسی کردیم،
  40. از جای زخم‌هایش عکس گرفتیم،
  41. آسیب‌ها و جراحت‌هایش را ثبت کردیم.
  42. و توانستیم شروع به واقعه نگاری
    بهبود آهسته اما پیوسته او
  43. همان‌طور که تحت درمان بود، بکنیم.
  44. با همکاری نزدیک با وکیل او،
  45. من یک استشهاد دقیق و مفصل ارسال کردم،
  46. که شامل یافته‌های این ارزیابی
    پزشکی قانونی نیز می‌شد،
  47. و ما آن را به عنوان بخشی از
    درخواست پناهندگی او ثبت کردیم.
  48. سپس صبر کردیم
  49. برای سال‌هایی طولانی، در همان حال که
    که او مرتباً به دادگاه‌ها مراجعه می‌کرد.
  50. بالاخره یک روز ایمیلی
    از طرف او دریافت کردم.

  51. نوشته بود که درخواست پناهندگیش قبول شده.
  52. که باعث خوشحالی همه در کلینیک شد.
  53. او در ایمیلش نوشته بود که این
    اولین بار است که بعد از سال‌ها
  54. دیگر ترسی از اخراج از کشور و مرگ نداشت.
  55. اولین بار بود که بعد از سال‌ها
    واقعاً احساس امنیت می‌کرد،
  56. که امنیت این را داشت که مجدداً
    زندگیش را از نو بسازد.
  57. و فقط از طریق همین حمایت
    پزشکی و قانونی بود
  58. که ما توانستیم به او کمک کنیم که
    وضعیت قانونی و حقوقش را باز یابد،
  59. که او توانست این کار را انجام دهد؛
  60. همه از طریق پناهندگی.
  61. افراد زیادی که در حال فرار
    از آزار و اذیت هستند،

  62. به کلینیک‌های مشابه مراجعه می‌کنند،
  63. داستان‌هایی غیرقابل تصور از خشونت
  64. و علل مختلفی که به علت آن تحت
    آزار قرار می‌گرفتند، تعریف می‌کنند.
  65. ولی یک نکته همیشه بین آن‌ها یکسان است.
  66. خشونتی که علیه آن‌ها انجام می‌شد
  67. هیچ‌گونه مجازاتی در پی نداشت.
  68. گاهی به دست خود دولت
    و از طریق پلیس
  69. یا مقامات نظامی انجام می‌شد.
  70. در موارد دیگر، دولت عملاً
    چشم روی این خشونت‌ها می‌بندد
  71. و اعمال این گروه‌های شبه نظامی
  72. یا حتی ‌خشونت‌های خانگی را نادیده می‌گیرد.
  73. در موارد دیگر، دولت کاملاً
    از دفاع از افراد آسیب پذیر
  74. در مقابل گنگ‌های قدرتمند عاجز است.
  75. ما می‌دانیم که معیارهای اجتماعی تعیین
    کننده سلامت نقش بسیار مهمی

  76. در تعیین سلامتی و
    تندرستی بیماران ما دارند:
  77. مسکن، درآمد، تحصیلات، نژاد،
  78. گنجایش اجتماعی.
  79. ولی همین مسئله می‌تواند در مورد برخورداری
    از حمایت قانونی یکسان و دادرسی عادلانه هم
  80. صدق کند.
  81. بخصوص در جوامع
    برای قشر آسیب‌پذیرتر،
  82. قشر به حاشیه رانده شده
  83. و حتی آن‌‌ها که به طور فعال
    هدف‌گیری می‌شوند،
  84. دسترسی این افراد به چنین
    حمایت‌های حقوق بشری
  85. می‌تواند به معنای تفاوت
    بین بیماری و سلامتی باشد،
  86. وخیلی اوقات به معنای
    تفاوت بین مرگ و زندگیست.
  87. و برای میلیون‌ها انسان که تحت
    آزار و شکنجه قرار گرفته‌اند،
  88. تنها راه التیام
  89. پذیرفتن سوء استفاده‌های انجام شده
    از حقوق انسانی آن‌ها
  90. و کمک به باز گرداندن حقوق و
    حمایات زیر پا گذاشته شده آن‌هاست.
  91. بعد از جنایات انجام شده در جنگ جهانی دوم،

  92. سیستم پناهندگی با هدف ایجاد یک راه برای
    رسیدن به این نوع تسکین راه‌اندازی شد.
  93. ولی این روزها به نظر می‌رسد که این مسیر
    به یک مسابقه پرش از مانع تبدیل شده،
  94. مردم را برای شکست آماده می‌کند.
  95. پناه جویان اکثر اوقات حتی
    نمی‌دانند از کجا شروع کنند،
  96. چه برسد به تکمیل پروسه‌ای که
    می‌تواند سال‌ها به طول انجامد.
  97. آن‌ها حق گرفتن وکیل را ندارند،
    در نتیجه به حقوقشان آگاه نیستند.
  98. بیش از پیش، حتی از قدم گذاشتن
  99. به مناطقی با پتانسیل دریافت
    پناهندگی هم منع می‌شوند.
  100. بازداشت و یا مجازات می‌شوند،
  101. و جتی قبل ازدیدن یک افسر
    پناهندگی از کشور اخراج می‌شوند.
  102. و حتی اگراین مراحل را به طور کامل طی کنند،
  103. میزان موافقت با پناهندگی
    می‌تواند به کمی ۲۰ درصد
  104. یا حتی در مواردی کمتر ازاین باشد.
  105. انگار سیستم طوری طراحی شده است
  106. که مردم را از دریافت حقوقشان باز دارد.
  107. ولی اقدامی هست که بسیاری از این
    افراد می‌توانند انجام دهند.

  108. چیزی که احتمالاً می‌تواند
    شانس موفقیتشان را
  109. تا ۹۰درصد یا بیشتر افزایش دهد.
  110. چه چیزی این تفاوت را ایجاد می‌کند؟
  111. گرفتن وکیل و انجام ارزیابی پزشکی.
  112. به همین راحتی.
  113. مردی که به کلینیک من مراجعه کرد
    و درخواست پناهندگیش قبول شد.
  114. پزشکان و وکلا با همکاری
    هم با ارائه همه شواهد،
  115. شامل مدارک پزشکی،
  116. به دادگاه‌ها
  117. به قاضی امکان تصمیم‌گیری
    آگاهانه و عادلانه را می‌دهند.
  118. و این نوع همکاری پزشکی و قانونی است

  119. که درحال حاضر از همیشه مهم‌تر است.
  120. چون ما در بازه‌ای از زمان زندگی
    می‌کنیم که مهاجرت‌های اجباری فراوانی
  121. به علت خشونت و تعارض وجود دارد.
  122. در سال ۲۰۱۸، ۷۰ میلیون نفر در
    سراسر جهان اجباراً آواره شدند
  123. به علت جنگ، تضاد و آزار و اذیت.
  124. این تعداد شامل ۴۰ میلیون جابه‌جایی داخلی،
  125. ۲۵ میلیون پناهنده و
    سه میلیون پناه‌جو می‌شود.
  126. اینحا در ایالات متحده، ما شاهد
    اثرات بالا گرفتن خشونت
  127. در مکان‌هایی مانند ال سالوادور،
    گواتمالا و هندوراس هستیم،
  128. که آمار قتل در آن‌ها می‌تواند به اندازه
    سوریه و افغانستان باشد.
  129. که فساد پلیس و خشونت گنگ‌ها
    هردو رو به افزایش است،
  130. جاهایی که فقر و آزار کودکان
    گسترده و پذیرفته شده است.
  131. جایی که پایه‌های سیستم حکومتی --
  132. امنیت عمومی،
  133. حمایت از کودکان --
  134. اجرا نمی‌شوند.
  135. تعجبی ندارد که بسیاری از افراد آسیب پذیرتر

  136. در یک سری از این جوامع --
  137. کودکان، زنان و گروه‌های مورد
    هدف واقع شده دیگر --
  138. به طرز فزاینده، نا‌امید‌تر می‌شوند
  139. و در تعداد بی‌سابقه‌ای فرار می‌کنند.
  140. مثلا طی ۱۰ سال گذشته،
  141. تعداد کودکان بدون همراه
  142. که بدنبال یافتن امنیت
    در مرز جنوب غربی ما بودند
  143. ۱۸ برابر شده است،
  144. از ۳٫۳۰۰ نفر در سال ۲۰۰۹
    تا بیشتر از ۶٫۲۰۰ در سال اخیر.
  145. این تعداد علاوه بر نزدیک نیم میلیون نفریست
    که به طور خانوادگی سفر می‌کنند.
  146. مردان، زنان و کودکان در حال تلاش برای
    پناهندگی در مرز‌های ما هستند،
  147. ولی در یک بحران انسانی گرفتار شدند.
  148. و چیزی که موضوع را بدتر می‌کند

  149. این است که آن‌ها در مهی از
    ادعا و دعاوی متقابل گرفتار شدند
  150. درمورد اینکه چه کسی هستند،
  151. چه چیزی را تجربه کردند،
  152. مدرک آن کجاست
  153. و سزاوار چه چیزی هستند.
  154. لیاقت کمک ما را دارند؟
  155. بعضی مردم ادعا می‌کنند
  156. که آنها از سوء استفاده
    حقوق بشری فرار نکردند
  157. بلکه به علل اقتصادی مهاجرت کردند.
  158. بقیه می‌گویند که این کودکان در واقع
    مورد استفاده قرار می‌گیرند
  159. و توسط والدینشان قاچاق می‌شوند.
  160. عده‌ای می‌گویند این‌ها اصلا کودک نیستند؛
  161. خلافکاران حرفه‌ای هستند،
  162. عضو گروه‌های خلافکاری‌اند
    و سعی دارند به کشورمان نفوذ کند.
  163. برای رد شدن از این مه،

  164. من و همکارانم مطالعه‌ای انجام دادیم.
  165. ما داده‌های مرتبط با کودکان پناه‌جو را که
  166. تحت ارزیابی پزشکی
    قرار گرفته بودند بررسی کردیم.
  167. و این چیزی است که شواهد به ما نشان داد.
  168. ۸۰ درصد از این کودکان مدارکی دال بر
  169. قرار گیری مرتب در معرض خشونت،
  170. تعرض و شکنجه داشتند.
  171. ۶۰ درصد از دختران و حداقل ۱۰ درصد از پسران
  172. شواهدی مبنی بر قرار گرفتن
    در معرض تعرضات جنسی داشتند.
  173. یک دختر جوان، با تعریف یک داستان
  174. و داشتن شواهد تقویت کننده
  175. مبنی بر بازداشت شدن، مورد ضرب و شتم
    و تجاوز قرار گرفتن درعرض ۳ سال
  176. فروخته شدن به مردان دیگر
  177. و حتی تهدید شدن جان همه افراد خانواده‌اش
  178. برای جلوگیری از اینکه بخواهد
    فرار کند یا کمک بخواهد.
  179. ۹۰ درصد از این کودکان شواهدی از
    آسیب‌های روانی ناشی از
  180. از خشنوت غیر مستقیم،
  181. مثل چنین تهدید‌های جدی، نشان می‌دادند.
  182. و علاوه بر آن با چشمان خود
    شاهد قساوت‌های ناگفته‌ای بودند.
  183. یک پسر جوان وحشت و غم

  184. و ترس مطلق
  185. دیدن جسد‌های از هم پاشیده
    و صورت برادر کوچکش،
  186. خاله‌اش،
  187. عمو، عموزاده‌اش، توصیف می‌کرد
  188. که همه در یک حمله گنگسترها کشته شده بودند
    تا به عنوان پیامی برای جامعه باشد.
  189. و مسلماً عوارض روانی آن بسیار شدید است.

  190. ۱۹ درصد از این کودکان علایمی
    از اختلالات اضطرابی داشتند؛
  191. ۴۱ درصد، افسردگی
  192. و ۶۴ درصد اختلال استرس پس از سانحه.
  193. علاوه بر این ۲۱ درصد هم علایمی
    از افکار خودکشی در کودکی داشتند.
  194. برای اینکه مقیاس را متوجه شویم،
    از سربازانی که از جنگ بازمی‌گردند
  195. حدود ۱۰ تا۲۰ درصد دچار
    اختلال استرس پس از سانحه می‌شوند
  196. ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه
    در این کودکان سه تا شش برابر بیشتر
  197. از سربازان بازگشته از جنگ است.
  198. با وجود این سختی و ضربه روحی،

  199. هنوز، تعداد بسیار بیشتری هستند
  200. کودکانی که در جستجوی امنیت وارد
    سیستم مهاجرتی ما می‌شوند
  201. تا با آزار و اذیت حتی بیشتری روبرو شوند.
  202. و حتی شکنجه‌هایی که یادآور
    مکان‌هاییست که از آن گریخته‌اند.
  203. ممکن است بعضی از این تیترهای
    روزنامه‌ها را به یاد آورید،
  204. بعضی از آن تصاویر در طی سال اخیر.
  205. کودکانی که به زور از
    پدر و مادرانشان جدا می‌شوند.
  206. نوزادان، شیرخواران در
    قفس‌های سرد و غیر بهداشتی
  207. نبود غذا، آب، پوشاک و حتی صابون.
  208. علاوه بر این گزارش‌های مبنی
    بر غفلت‌های پزشکی،
  209. عوارض قابل پیشگیری،
  210. کودک آزاری،
  211. آزار جنسی،
  212. و حتی مرگ کودکان حین بازداشت
    در ایالات متحده رو به افزایش است
  213. متاسفانه، بسیاری از این آزارها
    و جنایات موضوع تازه‌ای نیست.
  214. تاریخچه بعضی از آن‌ها به سال‌ها قبل
    و حتی دولت‌های قبل برمی‌گردد.
  215. ولی چیزی تغییر کرده است.
  216. وسعت و مقیاس این آزارها،
  217. در خطر قرار دادن سیستماتیک
    و ظاهراً هدفمند پناه‌جویان
  218. و به راحتی و بدون پیامد انجام شدن آن
  219. آسیب‌های آن را به سطح
    کاملاً جدیدی رسانده است.
  220. مرا یاد یکی از دختران در مطالعه می‌اندازد

  221. که به ما گفت چطور به یکی
    از مهاجمانش التماس کرده بود،
  222. از او خواهش کرده بود که صبر کند.
  223. از او پرسیده بود که چرا
    او هدف‌گیری شده است.
  224. می‌دانید جوابش چه بود؟
  225. او می‌گوید، «ما می‌توانیم
    این کار را انجام دهیم،

  226. چون کسی اینجا نیست که از تو محافظت کند.»
  227. ما نمی‌توانیم اجازه دهیم که
    این واقعیت داشته باشد.

  228. در مورد کودکان و پناه‌جویان دیگری
    که بدنبال کمک در مرزهای ما هستند.
  229. ولی چه کار کنیم؟
  230. به عنوان یک پزشک،
  231. من معمولاً با تصمیم‌های دشواری
  232. در رابطه با بدحال‌ترین و پیچیده‌ترین
    بیمارانم روبرو هستم.
  233. ما مسلما می‌خواهیم روی
    سلامت آن‌ها تمرکز کنیم،
  234. روی بهبودی آن‌ها و کیفیت زندگیشان،
  235. ولی گاهی نیازمند بررسی
    عمیق‌تر ارزش‌های آنها هستیم
  236. تا متوجه شویم چگونه به جلو حرکت کنیم.
  237. به همین شکل،
  238. ملت ما با بحرانی روبروست
  239. با افزایش جمعیت پناه‌جویان در مرزهای ما
  240. و در جوامع ما،
  241. که ما را مجبور می‌کند بعضی از ارزش‌های
    بنیادی خودمان را مجدداً ارزیابی کنیم.
  242. اینکه که ما برای سلامت و ایمنی
    ارزش قائلیم یعنی چه؟

  243. به چه معنیست وقتی که ما برای امنیت،
  244. زندگی، آزادی،
  245. و جان کودکان ارزش قائلیم؟
  246. این مورد که
  247. به چه معنیست وقتی می‌گوییم برای
    قانون و نظم ارزش قائلیم؟
  248. آیا این شامل احترام به حقوق دادرسی
    برای پناه‌جویان هم می‌شود؟
  249. بعضی‌ها، وقتی این اصطلاحات را می‌شنوند

  250. سریعاً به سمت ساختن
    دیوارهای بیشتر جذب می‌شوند،
  251. و استقرار بیشتر گشت‌های مرزی،
  252. اخراج افراد بیشتری از کشور،
  253. حتی اگر به معنی جدا شدن
    کودکان از خانواده‌ها،
  254. و قرار دادن آن‌ها در معرض
    شکنجه روانی باشد.
  255. یا فرستادن آن‌ها به مکان‌هایی که
    احتمال مرگشان در آن وجود دارد.
  256. همه به اسم امنیت.
  257. همه به اسم ما.
  258. ولی برای من و بسیاری دیگر،

  259. وقتی به این ارزش‌ها فکر می‌کنم،
  260. مرا به مسیر کاملاً جدیدی سوق می‌دهد
  261. و تعهد من را برای برطرف کردن
    نیازهای این پناه‌جویان
  262. از هر وسیله‌ای که بتوانم، تجدید می‌کند.
  263. تا اینکه وقتی می‌گوییم برای
    زندگی و آزادی ارزش قائلیم،
  264. وقتی مردمی را می‌بینیم که ریسک غیر قابل
    تصوری را به جان خریدند
  265. تا از خطر و آسیب قریب‌الوقوع فرار کنند
  266. تا بتوانند امنیت پیدا کنند.
  267. ما نیازهای آن‌ها را تامین خواهیم کرد‌
  268. و برای آن‌ها غذا، آب، پناهگاه،
    پوشاک فراهم می‌کنیم.
  269. و مسلماً مراقبت‌های پزشکی را
    برای آن‌ها تامین می‌کنیم.
  270. و مراقبت‌های سلامت روانی
    که شدیداً به آن احتیاج دارند.
  271. وقتی می‌گوییم که
    به قانون احترام می‌گذاریم،
  272. و نه فقط به امتیازاتی که برای
    عده محدودی فراهم می‌کند،
  273. بلکه به وظیفه‌ای که برای
    همه ما ایجاد می‌کند،
  274. ما مطمئن می‌شویم که یک سیستم
    مهاجرتی با عملکرد خوب داریم.
  275. مطمئن می‌شویم که قاضی‌های
    تعلیم دیده‌ای داریم.
  276. مطمئن می‌شویم که فقط به
    توهم قانون و نظم قانع نمی‌شویم
  277. که یک دیوار بلند یا مرز نظامی شده
    برای ما فراهم می‌کند.
  278. ما یک چیز واقعی می‌خواهیم.
  279. ما می‌خواهیم که قضات بتوانند
    مدارک را ارزیابی کنند،
  280. شامل مدارک پزشکی،
  281. و می‌خواهیم که عدالت را اجرا کنند...
  282. منصفانه.
  283. وقتی می‌گوییم برای
    سلامت و تندرستی ارزش قائلیم

  284. که نمی‌خواهیم باعث تداوم آسیب شویم،
  285. و اینکه استراتژی‌هایی آگاهانه
    از آسیب را گسترش می‌دهیم
  286. در همه مراحل سیستم مهاجرتی.
  287. ممکن است با بازآموزی ماموران گشت مرزی
  288. یا افسران مهاجرتی، شروع شود.
  289. ولی نیاز بیشتری به متخصصین پزشکی،
    سلامت روانی و رفاه کودک
  290. در کل سیستم نیاز داریم.
  291. و وقتی می‌گوییم که برای عدالت ارزش قائلیم،

  292. به خودمان اجازه نمی‌دهیم که
    خود به شکنجه‌گری تبدیل شویم
  293. که بسیاری از این کودکان
    و دیگران از آن فرار کردند.
  294. بازداشتگاه‌ها و دادگاه‌هایمان را
  295. به روی متخصصان و مدافعان باز می‌کنیم
  296. تا خودمان را مسئول بدانیم.
  297. و ممکن است دریابیم که لازم است
    بسیاری از این مکان‌ها را ببندیم.
  298. و این کمپ‌ها را تعطیل کنیم.
  299. من باور دارم که با همکاری موثر

  300. با وکلا، پزشکان، مدافعان حقوق بشر
  301. و بسیاری دیگر
  302. می‌توانیم با هم تلاش کنیم
    تا نیازهای این پناه‌جویان را تامین کنیم،
  303. و می‌توانیم به تعهدات تاریخی،
  304. انسانی
  305. و قانونیمان نسبت به آن‌ها عمل کنیم.
  306. و هنگامی که اینکار را انجام دهیم،
  307. به نظرم چیز قدرتمندی آشکار می‌شود.
  308. نه تنها این پناه‌جویان
  309. مثل مردی که به کلینیک من مراجعه کرد و
    در پرونده پناهندگیش پیروز شد،
  310. مثل کودکان داخل مطالعه
  311. و بسیاری دیگر که به دنبال
    زندگی جدیدی هستند،
  312. خواهند توانست به ایمنی و امنیت دست یابند.
  313. آزار و اذیت‌های انجام شده را می‌بینیم،
  314. و حقوق و حمایت‌های
    از دست رفته را برمی‌گردانیم.
  315. و به نظر من متعجب خواهیم شد
  316. وقتی آن‌ها را در
    تمامیت انسانیشان ببینیم.
  317. نه فقط قوت و ضعف‌هایشان،
  318. آرزوها و شادی‌هایشان،
  319. نه فقط آسیبی که تصدیق می‌کنیم،
  320. بلکه ما با آن‌ها می‌ایستیم
  321. و از مقاومت آن‌ها الهام می‌گیریم.
  322. آن‌ها شکفته می‌شوند،
  323. و به رونق این کشور می‌افزایند.
  324. به نظر من با ماندن بر ارزش‌های اساسی‌مان

  325. همانطوری که من توصیف کردم،
  326. به همین شکل است که می‌توانیم یک سیستم
    مهاجرتی انسانی و عقلانی بسازیم.
  327. به این ترتیب دروازه طلایی باقی می‌مانیم.
  328. بدین ترتیب این اتفاق خواهد افتاد
  329. و ما نور درخشان دنیا باقی می‌مانیم.
  330. متشکرم.

  331. (تشویق)