YouTube

Got a YouTube account?

New: enable viewer-created translations and captions on your YouTube channel!

Persian subtitles

ساعت هوشمندی که صرع را تشخیص می‌دهد

همه ساله بیش از ۵۰،۰۰۰ افراد سالم مبتلا به صرع از پدیده ای به‌ نام SUDEP می‌میرند- محقق هوش مصنوعی روزلیند پیکارمی گوید که این مرگ‌ها قابل پیش‌گیری است. چگونه پیکارد با ساعت هوشمندش به تشخیص تشنج‌های صرع کمک کرد، به این صورت که افراد نزدیک آنها می‌توانند به‌ موقع به کمک آنها بشتابند.

Get Embed Code
22 Languages

Showing Revision 29 created 08/27/2019 by Leila Ataei.

  1. این هِنری است.
  2. یک پسر با مزه.
  3. وقتی هنری سه ساله بود،
  4. مادرش دید که او دچار تشنج ناشی از تب شد.
  5. تشنج ناشی از تب، حملهای است که
    به همراه تب اتفاق میافتاد.
  6. و دکتر گفت،
  7. «نگران نباشید این حملات معمولا
    با افزایش سن از بین میرود»
  8. وقتی هنری چهارساله بود
    دچار حملهی تشنجی شد،
  9. حمله ای که هوشیاری
    از دست میرود و بدن به لرزه میافتد.
  10. تشنج عمومی کلونیک-تونیک.
  11. وقتی دکترها در پروسهی
    تشخیص دادن صرع بودند،
  12. یک روز صبح مادرش
    به اتاق هنری رفت تا بیدارش کند،
  13. و وقتی وارد اتاقش شد،
  14. بدنش را سرد و بیجان پیدا کرد.
  15. هنری در اثر ابتلا به SUDEP از دنیا رفت،

  16. مرگ ناگهانی و غیرمنتظره در اثر صرع.
  17. میخواهم بدانم چند نفر از شما واژهی
    SUDEP رو قبلاً شنیدید.
  18. شما مخاطبان بسیار تحصیل کردهای هستید
    با این وجود چندتا دست بیشتر بالا نرفته.
  19. SUDEP زمانی رخ میدهد که فرد
    بهظاهر سالم که دچار بیماری صرع است،
  20. از دنیا میرود و در کالبد شکافی هیچ دلیلی
    برای مرگ شخص نمیتوان پیدا کرد.
  21. هر ۷ تا ۹ دقیقه یک نفر
    در اثر SUDEP از دنیا میرود.
  22. یعنی به طور متوسط دو نفر در هر
    برنامهی سخنرانی TED.
  23. مغز معمولی فعالیتهای الکتریکی دارد.
  24. شما میتوانید یک سری از امواج الکتریکی
  25. که از یک مغز بیرون میآید را
    در این تصویر ببینید.
  26. فعالیتهای الکتریکی عادی
    باید به این صورت باشد
  27. تا یک نوار مغزی بتواند آنرا بخواند.
  28. وقتی تشنج اتفاق میافتد،
    فعالیتهای الکتریکی کمی غیرعادی میشوند،
  29. و ممکن است مرکزی باشد.
  30. ممکن است فقط در ناحیهی کوچکی
    از مغز اتفاق بیفتد.
  31. وقتی این اتفاق میافتد
    ممکن است حس عجیبی به شما دست بدهد.
  32. همین الان هم ممکن است در بین شما
    این اتفاق بیفتد،
  33. و ممکن است نفر کناری شما
    حتی متوجهاش نشود.
  34. اما اگر دچار تشنج شوید
    آن نقطهی قرمز در مغز گسترش پیدا میکند
  35. در مغز، مثل جنگلی که آتش گرفته.
  36. و بعد به قسمتهای دیگر میرود،
  37. و این تشنج عمومی
    هشیاری را از بین میبرد
  38. و موجب رعشه میشود.
  39. هر ساله در ایالات متحده تعداد
    SUDEP

  40. از سندروم مرگ ناگهانی نوزاد هم بیشتراست.
  41. چند نفر از شما در مورد
    مرگ ناگهانی نوزادان شنیدهاید؟
  42. تقریبا همهی دستها بالا رفت.
  43. اینجا پس چه اتفاقی افتاده؟
  44. چرا این نوع مرگ بسیار شایع است ولی
    مردم هنوز از آن خبر ندارند؟
  45. و برای جلوگیری از آن چه میتوان کرد؟
  46. از نظر علمی دو راه وجود دارد
  47. که از خطر SUDEP جلوگیری و یا
    یا آن را کم میکند.
  48. راه اول: «از دستورالعملهای
    دکترتان پیروی کنید.»
  49. «داروهایتان را مصرف کنید.»
  50. دو سوم کسانی که صرع دارند
  51. با مصرف دارو بیماریشان
    کنترل میشود.
  52. دومین راهی که خطر SUDEP
    را کاهش میدهد داشتن یک همراه است.
  53. کسی که هنگام وقوع حمله
    کنارتان باشد.
  54. با وجود اینکه بسیاری از شما تا حالا اسم
    SUDEP را نشنیدید،
  55. درواقع دومین علت مرگ زودرس
    ازمیانگین سالهایی است که درصورت عدم مرگ
  56. زودرس میتوانسته زندگی کند
    در بین همهی بیماریهای عصبی است.
  57. نمودار افقی تعداد مرگ و میر
  58. ضربدر طول عمر،
  59. هرچقدر بیشتر باشد اثر مخربتری دارد.
  60. هرچند که SUDEP برخلاف سایر علتها،
  61. چیزی است که مردم
    میتوانند از آن جلوگیری کنند.
  62. اما چرا رز ریکارد، محقق هوش مصنوعی،
    در مورد SUDEP برای شما میگوید؟

  63. من عصب شناس نیستم.
  64. وقتی در آزمایشگاه رسانه روی
    سنجش احساسات کار میکردم،
  65. و سعی میکردم دستگاه را
    نسبت به احساساتمان هوشمندتر کنم،
  66. روی اندازه گیری استرس خیلی کار کردیم.
  67. حسگرهای زیادی ساختیم
  68. که استرس را از راههای
    مختلف زیادی اندازه میگرفت.
  69. ولی یک راه بهخصوص
  70. یکی از این کارهای قدیمی اندازه گیری
    کف دستی بود که عرق میکرد
  71. با سیگنالهای الکتریکی.
  72. این سیگنال هدایتگر پوستی است
  73. که وقتی عصبی میشوید بالا میرود،
  74. اما این بالا و پایین رفتن به
    شرایط جذاب دیگری هم بستگی دارد.
  75. اما اندازهگیری آن با سیم روی
    دست ناراحت کننده است.
  76. سپس ما راههای دیگری در
    آزمایشگاه MIT رسانه اختراع کردیم.
  77. و با این وسایلی که قابل پوشیدن است،
  78. اطلاعات بالینی دست اولی در
    هر ساعت از هفت روز هفته بهدست آمد.
  79. این تصویری است که نشان میدهد چه شکلی بود
  80. اولین بار یک دانشجوی MIT اطلاعات هرساعت
    هرروز هفته را از هدایتگر پوستی
  81. روی مچ دست جمعآوری کرد.
    بگذارید کمی بزرگترش کنم.
  82. شما ۲۴ ساعت را از سمت چپ به راست
    میبینید
  83. و این اطلاعات دو روز است.
  84. اولین بار، چیزی که ما را شگفت زده کرد
  85. این بود که خواب نقطه اوج نمودار را داشت.
  86. بهنظر اشتباه میآید، اینطورنیست؟
  87. شما وقتی خواب هستید آرام هستید،
    پس چه اتفاقی میافتد؟
  88. خوب، معلوم است
    که فیزیولوژی ما درطول خواب

  89. متفاوتتر از زمان بیداری است،
  90. درحالیکه کمی هم اسرارآمیز بهنظر میرسد.
  91. چرا این نقاط اوج معمولا در
    زمان خواب بالاترند،
  92. ما باور داریم که این موضوع در ارتباط
    با تثبیت حافظه
  93. و شکلگیری حافظه در زمان خواب است.
  94. همچنین آنچه مشاهده شد کاملا
    منطبق با انتظار ما بود.

  95. وقتی دانشجویانMIT با جدیت
    در آزمایشگاه روی
  96. پروژههای خود کار میکردند
  97. نه تنها فشار احساسی بود، بلکه از نظر
    ادراکی هم تحت فشار بودند،
  98. مشخص شد که فشار ادراکی،
    تلاش ادراکی، درگیری ذهنی،
  99. هیجان یادگیری چیزی--
  100. همه اینها سینگالها را بالا میبرد.
  101. متاسفانه، با شرمندگی استادان MIT،

  102. ( خنده حضار)

  103. پایینترین نمرهی روزانه
    فعالیتهای کلاس بود.

  104. الان اطلاعات یک فرد را به شما نشان میدهم.
  105. متاسفانه به طور کلی این اطلاعات درست است.
  106. داخل این نوارعرقگیر یک حسگررسانهای هست،

  107. یک روز یکی از شاگردان دوره لیسانسم در زد
  108. درست آخر ترم دسامبر،
  109. او گفت: «پروفسور پیکارد،
  110. میتوانم یکی از مچبندهای
    شما را قرض بگیرم؟
  111. برادر کوچکم اوتیسم دارد و
    نمیتواند صحبت کند،
  112. میخواهم بدانم چه چیزی
    باعث فشار روحی اوست.»
  113. گفتم: « البته بهجای یکی، دوتا ببر.»
  114. چون زود خراب میشوند.
  115. آنها را به خانه برد و
    برای برادرش استفاده کرد
  116. حالا من برگشتم MIT و دارم اطلاعات
    را روی لب تابم میبینم،
  117. روز اول فکر کردم که «عجیب است،
  118. او آنها را روی دو مچ بسته
    به جای اینکه صبر کند یکی خراب شود.
  119. خیلی خب، اشکال ندارد، دستورالعمل
    مرا انجام نده!»
  120. خوشحالم که او این کار را نکرد.
  121. روز دوم-- مثل فعالیتهای کلاس بود.
  122. (خنده حضار)

  123. روزهای بعدی هم.

  124. روز بعد سیگنال یک دست کاملا صاف بود
  125. و سیگنال دست دیگر
    بالاترین حدی که دیده بودم،
  126. و من فکرکردم«چه خبراست؟»
  127. ما در MIT مردم را تحت
    هر فشاری قرار داده بودیم.
  128. هیچوقت چنین اوجی ندیده بودم.»
  129. و این فقط در یک سمت بود.
  130. چطور ممکن است که فقط در یک طرف فشار باشد
    و نه در طرف دیگر؟
  131. فکرکردم حتما یکی از این حسگرها خراب است.
  132. الان من یک مهندس الکترونیک تجربی هستم،
  133. بنابراین برای رفع مشکلات یکسری
    کارها را انجام دادم،
  134. خلاصه کنم، نتوانستم آن را دوباره بسازم.
  135. پس شیوهی قدیمی رفع اشکال را دنبال کردم.

  136. به دانشجویی که به
    تعطیلات رفته بود زنگ زدم.
  137. «سلام، برادر کوچکت چطور است؟
    کریسمس چطور است؟
  138. میدانی چه اتفاقی برای برادرت افتاده؟»
  139. من مشخصات آن روز و ساعت خاص را دادم،
  140. و اطلاعات را.
  141. او گفت:«نمی دانم، اما
    دفتر خاطرات را بررسی میکنم.»
  142. دفتر خاطرات؟ دانشجوی MIT
    دفتر خاطرات دارد؟

  143. صبر کردم تا برگشت.
  144. او ساعت و تاریخ دقیق را داشت،
  145. و گفت:« دقیقا قبل از یک تشنج بزرگ بود.»
  146. در آن زمان من چیزی در مورد صرع نمیدانستم،

  147. تحقیقات زیادی کردم،
  148. متوجه شدم که پدر یکی از دانشجویان
    رییس بخش اعصاب است
  149. در بیمارستان کودکان بوستون،
  150. شهامت بخرج دادم و
    به دکتر جو مادسن زنگ زدم.
  151. «سلام دکتر مادسن، من روزلیند پیکارد هستم.

  152. آیا ممکن است کسی
  153. چنین لرزش شدید عصبی داشته باشد»--
  154. که از طریق هدایتگر پوستی
  155. بیست دقیقه قبل از تنشج، معلوم شود؟»
  156. او گفت: «احتمالا نه.»
  157. گفت:«جالب است.
  158. ما افرادی را داشتیم که
    بیست دقیقه قبل از تشنج
  159. موهای انتهای بازویشان سیخ میشد.»
  160. من پرسیم «روی یک دست؟»
  161. نمیخواستم همان بار اول به او بگویم.
  162. فکر میکردم خیلی مسخره است.
  163. او توضیح داد که این اتفاق چگونه
    در مغز میافتد،

  164. او علاقهمند شد.
    من اطلاعات را به او نشان دادم
  165. ما دستگاههای بیشتری ساختیم
    که درست انجام شود
  166. ۹۰ خانواده در این پژوهش ثبت نام کردند.
  167. با کودکانی که میخواستند
    همه روزه کنترل شوند
  168. با EEG استاندار طلایی در جمجمه
  169. برای خواندن فعالیت مغز،
  170. فیلم برای دیدن رفتار،
  171. ثبت ضربان قلب بوسیله برق
    و حالا ثبت فعالیتهای پوست،
  172. تا ببینند آیا چیزی در اطراف هست
  173. که در رابطه با تشنج باشد.
  174. در ۱۰۰ درصد اولین نشنجهای جدی

  175. این واکنشها را در رسانای پوستی پیدا کردیم
  176. این قسمت آبی در وسط
    وقتی که پسر خواب بوده،
  177. معمولا بالاترین نقطه در طول روز است.
  178. این سه تشنج که اینجا مشاهده میکنید
    از جنگل بیرون زده
  179. مثل درختان ماموت.
  180. بعلاوه وقتی این هدایتگرهای
    پوستی را دوبرابرمیکنید
  181. با حرکت از سمت مچ
    شما اطلاعات زیادی میگیرید
  182. و میتوانید ماشین یادگیری و
    هوش مصنوعی را آموزش دهید
  183. و میتوانید یک هوش مصنوعی اتوماتیک بسازید
    که این الگوها را پیدا کند
  184. بهتر از آنچه یک ردیاب لرزشی
    میتواند انجام دهد.
  185. پس دریافتیم که نیاز داریم
    برای بیرون آوردن این
  186. و با کار دانشجوی دکترا، مینگ زرپو
  187. و بعدها پیشرفتهای بیشتر توسط Empatica
  188. پیشرفت بیشتری حاصل شد و تشخیص تشنج
    خیلی دقیقتر شد.
  189. ما همچنین چیزهای دیگری هم دررابطه
    با SUDEP آموختیم.

  190. یکی از آموختهها اینکه SUDEP،
  191. بعد ازتشنج کلی-تونیک کلونیک
    نادر است،
  192. بیشتر احتمال دارد بعد
    از آن نوع اتفاق بیفتد.
  193. وقتی این اتفاق پیش بیاید،
    در زمان تشنج نیست،
  194. و معمولا بلافاصله بعد از تشنج رخ نمیدهد،
  195. اما بلافاصله،
  196. وقتی که فرد کاملا بیحرکت و آرام است
  197. وقتی که تنفس متوقف میشود،
    ممکن است که آنها وارد مرحله دیگری شوند،
  198. و بعد از توقف تنفس، قلب
    از حرکت بازمیایستد.
  199. پس مقداری زمان هست
    تا کسی به آنجا برسد.
  200. همچنین ما فهمیدیم که یک منطقهای در داخل
    مغز هست به نام آمیگدال،
  201. که در مطالعات روی احساسات آن را
    خیلی بررسی کرده بودیم.
  202. ما دو تا آمیگدالاس داریم،
  203. و اگر سمت راست را تحریک کنید،
  204. شما یک واکنش زیاد در این
    هدایتگر پوستی میگیرید.
  205. اکنون برای انجام دادنش باید
    یک جراحی باز مغزی انجام دهید،
  206. در واقع چیزی نیست که بخواهیم
    داوطلبانه انجامش دهیم،
  207. اما موجب واکنش زیادی
    درهدایتگر پوستی سمت راست میشود
  208. تحریک سمت چپ، واکنش زیاد در کف دست دارد.
  209. و بیشتر وقتی کسی آمیگدال را تحریک میکند
  210. وقتی نشستهاید و ممکن است کاری انجام دهید
  211. شما هیچ نشانهای ازدرد نمیبینید،
  212. اما شما نفس نمیکشید،
  213. و این ادامه پیدا میکند تا اینکه
    شما را دوباره تحریک کنند.
  214. «رز آنجا هستی؟»
  215. وشما دهانتان را بازمیکنید
    تا حرف بزنید.
  216. و نفس میکشید تا صحبت کنید،
  217. شما دوباره نفس میکشید.
  218. ما کار روی استرس را شروع کرده بودیم،

  219. توانسته بودیم تعداد زیادی حسگر بسازیم
  220. که اطلاعات خیلی خوبی جمع آوری می کرد
    بهطوری
  221. که ما میتوانستیم آزمایشگاه را رها کنیم
    و درفضای عادی کارکنیم
  222. بهطور تصادفی یک واکنشی در
    ارتباط با تشنج پیدا کردیم،
  223. فعال کردن عصبی که که میتواند منجر به
    واکنش بزرگتری از
  224. استرسزاهای سنتی شود؛
  225. تعداد زیادی از همکاران بیمارستانها و
    بخشهای کنترل صرع،
  226. مخصوصا بیمارستان کودکان بوستون
  227. و بیرگام؛
  228. و ماشین یادگیری و درصدر آن هوش مصنوعی
  229. دادههای زیادی جمع میشد
  230. تلاش برای درک این وقایع
    اگر بتوانیم از مرگ ناگهانی
  231. در اثر صرع جلوگیری کنیم.
  232. این مساله الان توسط
    Empatica تجاری شده است،

  233. کاری که من شروع کردم
    یک امتیاز پنهان داشت،
  234. گروه یک کارشگفتآور کرد
    و به تکنولوژی رابهبود بخشید
  235. برای ساخت حسگرهای خوب
    که نه تنها زمان
  236. و مراحل و خواب و همه
    چیزهای خوب را میگوید بلکه
  237. زمان واقعی هوش مصنوعی
    و ماشین یادگیری را
  238. برای تشخیص عمومی
    تشنج تونیک-کلونیک نشان میدهد
  239. و هشدار کمک میفرستد
  240. اگر من صرع داشته باشم
    و هوشیاریم را از دست داده باشم.
  241. FDA این را تایید کرده است
  242. اولین ساعت هوشمندی که در عصب شناسی
    تایید گرفته است.
  243. (تشویق حضار)

  244. اسلاید بعدی چیزی است که باعث بالارفتن
    هدایتگرهای پوستی شد.

  245. یک روز صبح من ایمیلم را چک میکردم
  246. یک ایمیلی دیدم از مادری که
  247. می گفت درحمام بوده،
  248. و تلفنش روی سکوی حمام بوده،
  249. و فهمید که شاید دخترش
    به کمک نیازداشته باشد.
  250. پس حمام را رها کرد و به سمت اتاق خواب
    دخترش دوید،
  251. دخترش را دمر در تخت دید در حالیکه کبود
    شده بود و نفس نمیکشید.
  252. او را برگردانند-- تحریک انسانی---
  253. و دخترش نفس کشید،
  254. و رنگ دخترش صورتی شد و خوب شد.
  255. من رنگم پرید وقتی این ایمیل را خواندم.

  256. اولین واکنشم این بود: «اوه، نه، عالی نیست.
  257. بلوتوث و باتری میتوانند
    خراب شوند واز کاربیفتند
  258. همه چیز میتواند خوب کار نکند.
    به آنها تکیه نکن.»
  259. و او گفت:«باشه، میدانم که
    تکنولوژی بینقص نیست.
  260. هیچکدام از ما نمیتوانیم همیشه آنجا باشیم.
  261. اما این وسیله بعلاوه هوش مصنوعی
  262. توانست مرا به موقع به آنجا برساند
    تا جان دخترم را نجات دهم.»
  263. حالا من به کودکان اشاره کردهام،

  264. اما واقعا مرگ ناگهانی در میان مردم در
    دهههای ۲۰، ۳۰ و ۴۰ بالاست
  265. و خط دیگری که میخواهم بگذارم
  266. ممکن است برای تعدادی ناراحت کننده باشد،
  267. اما برای همهی ما
    کمتر ناراحت کننده خواهد بود
  268. اگر این لیست را به همه کسانی
    که می شناسید تعمیم دهید.
  269. آیا ممکن است این اتفاق
    برای کسی که میشناسید
  270. پیش بیاید؟
    دلیلی که این پرسش سخت را مطرح کردم
  271. این است که ازهر ۲۶ نفر، یک نفراز شما
    میتواند زمانی صرع بگیرد،
  272. و تا آنجایی که من آموختهام،
  273. مبتلایان به صرع معمولا به دوستان
    و همسایگان خود نمی گویند
  274. که صرع دارند.
  275. بنابراین اگر میخواهید به آنها اجازه دهید
    از هوش مصنوعی یا هر چیز دیگری استفاده کنند
  276. در لحظهای که نیاز هست شما را صدا کنند،
  277. اگر اجازه بدهید بدانند،
  278. میتوانید تغییری در زندگی آنها ایجاد کنید.
  279. چرا همه برای ساخت هوش مصنوعی
    بسختی کار میکنند؟

  280. چند دلیل دارد:
  281. یکی ناتاشا است، دختری که زندگی کرد
  282. و خانوادهاش از من خواستند،
    اسمش را بیاورم.
  283. دیگری خانوادهی او
  284. و افراد فوق العادهای که
  285. میخواهند دیگران را در این شرایط کمک کنند
  286. که قبلا از اینکه دیگران
    شرایط آنها را بدانند ناراحت بودند.
  287. دلیل دیگر اینکه همهی ما
  288. این فرصت را داریم که آیندهی
    هوش مصنوعی را شکل دهیم.
  289. ما واقعا میتوانیم آن را تغییر دهیم،
  290. برای اینکه ما کسانی هستیم
    که آن را میسازیم.
  291. پس بیایید هوش مصنوعی بسازیم

  292. که زندگی همه را بهتر کند.
  293. متشکرم.

  294. (تشویق حضار)