YouTube

Got a YouTube account?

New: enable viewer-created translations and captions on your YouTube channel!

Persian subtitles

ایده‌ای جسورانه برای جایگزین‌شدن با سیاستمداران

Get Embed Code
25 Languages

Showing Revision 12 created 04/03/2019 by Leila Ataei.

  1. آیا فقط من هستم

  2. یا کسان دیگری هم هستند
  3. که کمی از دموکراسی ناامیدند؟
  4. (تشویق)
  5. پس بیایید نگاهی به
    آمارها بیندازیم.
  6. اگر به جهان نگاه کنیم،
  7. میانه مشارکت در
    انتخابات ریاست جمهوری
  8. در سی سال گذشته
  9. تنها ۶۷ درصد بوده است.
  10. حالا، اگر به اروپا برویم
  11. و به مردمی که در انتخابات مجلس
    اتحادیه اروپا شرکت کرده‌اند نگاه کنیم،
  12. میانه مشارکت در این انتخابات
  13. تنها ۴۲ درصد است.
  14. حالا بیایید به نیویورک برویم
  15. و ببینیم که در انتخابات شهرداری
    قبلی چند نفر رأی داده‌اند.
  16. می‌فهمیم که تنها ۲۴ درصد
    از مردم حاضر شدند تا رأی بدهند.
  17. این به این معنی است که اگر
    هنوز سریال «فرندز» پخش می‌شد،
  18. «جویی» و شاید «فیبی»
    حاضرمی شدند رأی بدهند.
  19. (خنده)
  20. و نمی‌توانید آن‌ها را سرزنش کنید
    چون مردم از سیاستمداران خسته‌اند.
  21. و مردم از ایکه دیگران داده‌هایی تولیدی
    آن‌ها برای ارتباط با خانواده و دوستانشان
  22. را استفاده می‌کنند تا پروپاگاندای سیاسی
  23. را بر روی آن‌ها نشانه
    روند خسته شده‌اند.
  24. اما مسئله این است که
    این چیز جدیدی نیست.
  25. امروزه، از لایک برای هدف گرفتن پروپاگاندا
    بر شما استفاده می‌شود
  26. قبلاً کد پستی، جنسیت
    یا سن‌ شما بود
  27. چرا که ایده هدف قرار دادن افراد
    با تبلیغات برای اهداف سیاسی
  28. قدمتی به اندازه سیاست دارد.
  29. و دلیل این‌که این ایده وجود دارد
  30. این است که دموکراسی
    ضعفی اساسی دارد.
  31. آن ضعف، ایده نماینده است.
  32. در اصل، دموکراسی توانایی
    مردم برای اعمال قدرت است
  33. اما در عمل، مجبوریم که قدرت
    را به نماینده‌ای تفویض کنیم
  34. که می‌تواند برای
    ما قدرت اعمال کند
  35. این نماینده یک گردنه بطری
  36. یا نقطه‌ضعف است.
  37. جایی است که اگر بخواهید به دموکراسی
    حمله کنید آن را هدف قرار می‌دهید
  38. چراکه می‌توانید دموکراسی
    را با کنترل آن فرد یا کنترل
  39. روشی که مردم آن را انتخاب
    کرده‌اند، تسخیر کنید
  40. پس سؤال مهم این است که:
  41. آیا این پایان تاریخ است؟
  42. آیا این بهترین کاری است
    که می‌توانیم انجام دهیم؟
  43. یا درواقع، راه‌های جایگزینی هست؟
  44. بعضی‌ها روی راه‌های
    جایگزین فکر کرده‌اند
  45. و یکی از ایده‌هایی که وجود داشته
    است، ایده دموکراسی مستقیم است.
  46. این ایده دور زدن
    کامل سیاست‌مداران است
  47. و رأی دادن مستقیم
    مردم در مورد موضوعات،
  48. و رأی دادن مستقیم
    مردم به لوایح است
  49. اما این ایده ساده‌لوحانه است
  50. چون چیزهای بسیاری هست که ممکن
    است نیاز پیدا کنیم تا انتخاب کنیم
  51. اگر نگاهی به ۱۱۴امین
    کنگره آمریکا بیندازیم،
  52. خواهید دید که خانه نمایندگان
  53. به بیش از شش هزار
    لایحه رسیدگی کرده است،
  54. سنا به بیش از سه هزار
    لایحه رسیدگی کرده است
  55. و بیش از سیصد قانون
    را تصویب کرده‌اند.
  56. این‌ها تصمیمات بسیاری خواهند بود
  57. که هر فرد باید در هفته بگیرد
  58. در موضوعاتی که اطلاع
    کمی از آن دارند.
  59. اگر بخواهیم که به
    دموکراسی مستقیم
  60. به‌عنوان جایگزین محتمل فکر کنیم
    مشکل محدودیت شناختی بزرگی وجود دارد
  61. بعضی به ایده دموکراسی سیال
    یا دموکراسی روان فکر می‌کنند،
  62. که به این معناست که قدرت سیاسی
    خود را به کسی محول می‌کنی که او نیز
  63. آن را به شخص دیگری محول می‌کند،
  64. و کم‌کم، شبکه دنبال
    کنندگان بزرگی می‌سازی
  65. که در آن، درنهایت، افراد
    کمی تصمیمات را اخذ می‌کنند
  66. به نمایندگی از دنبال کنندگانشان
    و دنبال کنندگان آن‌ها.
  67. اما این ایده مشکل محدودیت
    ذهنی را حل نمی‌کند
  68. و صادقانه بگویم، کاملاً
    شبیه ایده نماینده داشتن است.
  69. پس امروز می‌خواهم
    کمی بحث‌برانگیز باشم،
  70. می‌خواهم از شما بپرسم:
  71. چه می‌شد اگر به‌جای تلاش
    برای دور زدن سیاستمداران
  72. خودکارشان می‌کردیم؟
  73. ایده خودکارسازی جدید نیست.
  74. بیش از۳۰۰ سال
    پیش شروع‌ شده است،
  75. وقتی بافندگان فرانسوی تصمیم
    گرفتند بافندگی را خودکار کنند.
  76. برنده این جنگ صنعتی
    «ژوزف ماریه جکوارد» بود.
  77. او یک بازرگان و نساج فرانسوی بود
  78. که دستگاه بافندگی را
    به موتور بخار متصل کرد
  79. تا دستگاه بافندگی خودکار بسازد
  80. و با آن بافندگی خودکار،
    او قدرت کنترل به دست آورد.
  81. حالا او می‌توانست الیافی بسازد
    که از آن‌هایی که می‌توانستند
  82. با دست تولید کنند پیچیده
    تر و مرغوب‌تر بود.
  83. اما همچنین، با
    بردن آن جنگ صنعتی،
  84. او چیزی را ارائه کرد که
    بعداً نقشه خودکارسازی شد.
  85. روش خودکارسازی چیزها
    در سیصد سال گذشته
  86. همیشه یکسان بوده است:
  87. ابتدا نیازی را شناسایی می‌کنیم،
  88. سپس ابزاری را می‌سازیم
    تا آن نیاز را برطرف کنیم،
  89. در این مورد، مثل دستگاه بافندگی،
  90. سپس روشی که مردم از آن استفاده
    می‌کنند را مطالعه می‌کنیم
  91. تا آن کاربر را خودکار کنیم.
  92. این‌گونه بود که ما از
    دستگاه بافندگی مکانیکی
  93. به دستگاه بافندگی خودکار رسیدیم،
  94. و این هزار سال طول کشید
  95. حالا، تنها صدسال طول کشیده است
  96. تا همان روش را برای
    خودکارسازی خودرو استفاده کنیم
  97. اما مسئله این است که این بار
  98. خودکارسازی واقعی (جدی) است
  99. این ویدیویی است که یکی از همکارانم
    از توشیبا در اختیارم قرار داده است
  100. که کارخانه‌ای را نشان می‌دهد
    که حافظه SSD تولید می‌کند.
  101. تمام کارخانه یک روبات است.
  102. هیچ انسانی در کارخانه نیست.
  103. به‌زودی روبات‌ها کارخانه
    ها را ترک خواهند کرد
  104. و جزئی از جهان ما خواهند شد،
  105. بخشی از نیروی کار ما خواهند شد.
  106. کاری که در شغل
    هرروزه‌ام انجام می‌دهم
  107. این است که ابزارهایی برای جمع‌آوری
    داده برای تمام کشورها بسازم
  108. تا به معنای واقعی کلمه می‌توانیم
    شالوده‌ای را که نیاز داریم داشته باشیم
  109. برای آینده‌ای که در آن ما نیاز
    به مدیریت ماشین‌ها نیز داریم.
  110. اما امروز، اینجا نیامدم تا در
    مورد این ابزارها با شما صحبت کنم
  111. که داده‌ها را برای
    کشورها جمع‌ می‌کند.
  112. بلکه اینجا هستم تا با شما
    در مورد ایده دیگری صحبت کنم
  113. که می‌تواند به ما کمک کند فکر کنیم که چطور
    از هوش مصنوعی در دموکراسی استفاده کنیم
  114. چراکه ابزارهایی که من می‌سازم
    برای تصمیمات اجرایی طراحی‌شده‌اند
  115. این‌ها تصمیماتی هستند که می‌توانند
    در قالبی عینی طبقه‌بندی شوند
  116. تصمیمات مربوط به
    سرمایه‌گذاری عمومی.
  117. اما تصمیماتی هم وجود
    دارند که قانون‌گذار هستند
  118. و این تصمیماتی که قانون‌گذار هستند
    نیازمند به ارتباط بین افرادی هستند
  119. که دیدگاه‌های متفاوتی دارند
  120. نیازمند مشارکت و نیازمند
    بحث و مناظره هستند
  121. نیازمند مشورت هستند.
  122. و برای مدت طولانی،
    فکر می‌کرده‌ایم که
  123. چیزی که برای بهبود دموکراسی
    نیاز داریم ارتباط بیشتر است.
  124. به این منظور تمام فناوری‌هایی که
    ما در بافتار دموکراسی رشد داده‌ایم
  125. خواه روزنامه‌ها و خواه
    رسانه‌های اجتماعی، تلاش کرده‌اند
  126. که برای ما
    ارتباطات بیشتری فراهم کنند.
  127. اما ما اشتباه می‌کرده‌ایم،
  128. و می‌دانیم که این چیزی نیست
    که قرار است مشکل را حل کند.
  129. چراکه مشکل ارتباطی وجود ندارد
  130. مشکل محدودیت شناختی است.
  131. پس اگر مشکل یکی از
    محدودیت‌های ذهنی ما هست،
  132. پس افزایش ارتباطات مردم
  133. چیزی نخواهد بود
    که مشکل را حل کند.
  134. چیزی که نیاز خواهیم داشت این
    است که فناوری‌های دیگری داشته باشیم
  135. که به ما کمک می‌کنند تا
    با ارتباطاتی که بیش‌ازحد
  136. با آن درگیریم سروکله بزنیم.
  137. فکر کنید، به چیزی شبیه یک آواتار،
  138. یک دستیار نرم‌افزاری،
  139. یک وجدان دیجیتال--
  140. (خنده)
  141. که اساساً قادر است به‌جای
    شما به چیزها پاسخ دهد.
  142. و اگر آن فناوری را داشته باشیم،
  143. ما می‌توانیم بار
    ارتباطی را کم کنیم
  144. و کمک کنیم، شاید تصمیمات بهتری بگیریم
    یا تصمیمات با مقیاس بزرگ‌تری بگیریم.
  145. و مسئله این است که ایده دستیار
    نرم‌افزاری نیز جدید نیست.
  146. ما هم‌اکنون همیشه از
    آن‌ها استفاده می‌کنیم.
  147. ما از دستیارهای نرم‌افزاری
  148. استفاده می‌کنیم تا راه را برای
    رسیدن به مقصد خاصی انتخاب کنیم،
  149. موسیقی که می‌خواهیم
    به آن گوش دهیم
  150. و برای کتاب‌های بعدی که
    باید بخوانیم پیشنهاد بگیریم.
  151. پس ایده روشنی در قرن
    بیست و یکم وجود دارد
  152. که به‌اندازه ایده اتصال
    موتور بخار به دستگاه بافندگی
  153. در زمان جکوارد روشن است.
  154. و این ایده ترکیب کردن دموکراسی
    مستقیم با دستیارهای نرم‌افزاری است.
  155. برای یک‌لحظه جهانی
    را تصور کن که در آن
  156. به‌جای داشتن نماینده‌ای
    که شما را نمایندگی کند
  157. و میلیون‌ها نفر دیگر را
  158. می‌توانید نماینده‌ای داشته باشید
    که تنها شما را نمایندگی کند،
  159. با نظرات سیاسی خاص خودتان
  160. ترکیب عجیب لیبرالیسم و لیبرتاریانیسم
    (دو فلسفه سیاسی آزادیخواه)
  161. و شاید در بعضی
    موارد کمی محافظه‌کار
  162. و کمی ترقی‌خواه در موارد دیگر.
  163. امروزه سیاست‌مداران مانند
    بقچه هستند، پر از مصالحات.
  164. اما می‌توانید کسی را داشته
    باشید که تنها نماینده شما باشد،
  165. اگر دوست دارید که این اید
  166. که نماینده باید انسان باشد را رها کنید.
  167. اگر آن نماینده دستیار
    نرم‌افزاری باشد،
  168. می‌توانیم سنایی داشته باشیم که به
    تعداد شهروندانمان سناتور داشته باشد.
  169. و این سناتورها قادر خواهند
    بود که هر لایحه‌ای را بخوانند
  170. و آن‌ها قادر خواهند بود تا
    به تک‌تک آن‌ها رأی بدهند
  171. پس ایده روشنی وجود دارد که
    شاید بخواهیم به آن توجه کنیم.
  172. اما می‌فهمم که
    امروز و در این عصر،
  173. این ایده ممکن است
    کاملاً ترسناک باشد.
  174. در حقیقت، فکر کردن به
    روباتی که از آینده می‌آید
  175. تا کمک کند دولت‌مان را اداره کنیم
  176. وهم‌انگیز به نظر می‌رسد
  177. اما قبلاً مشابه
    آن را تجربه کردیم.
  178. (خنده)
  179. و درواقع او شخص خوبی بود
  180. نسخه ماشین جکوارد این
    ایده چگونه خواهد بود؟
  181. سیستم ساده‌ای خواهد بود.
  182. سامانه‌ای را تصور کنید که وارد آن
    می‌شوید و آواتار خودتان را می‌سازید
  183. و بعد شما آواتار خودتان
    را آموزش خواهید داد
  184. می‌توانید به آواتارتان
    عادت‌های خواندنتان را بدهید
  185. یا به شبکه‌های
    اجتماعی‌تان وصلش کنید
  186. یا می‌توانید آن را به
    داده‌های دیگری متصل کنید
  187. مثلاً با دادن
    آزمون‌های روان‌شناختی
  188. و نکته خوب در این مورد این
    است که در آن فریبی نیست
  189. شما داده‌ای برای ارتباط
    برقرار کردن فراهم نمی‌کنید
  190. که بعداً در سیستم
    سیاسی استفاده شود
  191. شما برای سامانه‌ای اطلاعات فراهم
    می‌کنید که طراحی‌شده تا به نمایندگی شما
  192. برای گرفتن تصمیمات
    سیاسی به کار گرفته شود.
  193. سپس شما آن داده‌ها را برمی‌دارید و
    یک الگوریتم آموزشی انتخاب می‌کنید،
  194. چراکه بازار آزادی
    وجود خواهد داشت
  195. که در آن افراد مختلف می‌توانند
    الگوریتم‌های متفاوت ارائه دهند
  196. تا مبتنی بر داده‌هایی که فراهم کرده اید
    پیش‌بینی کند که چگونه رأی خواهید داد،
  197. و این سیستم باز است، پس کسی
    نمی‌تواند الگوریتم‌ها را کنترل کند؛
  198. در آن الگوریتم‌هایی هست
    که محبوب می‌شوند
  199. و بقیه‌ای که کمتر مشهور می‌شوند.
  200. درنهایت، می‌توانید
    سیستم را بازرسی کنید.
  201. می‌توانید نحوه کار آواتارتان را ببینید.
  202. اگر دوستش داشتید، روی
    حالت خودکار بگذارید
  203. اگر می‌خواهید که کمی
    بیشتر کنترل‌گر باشید
  204. می‌توانید انتخاب کنید که در هر بار
  205. انتخابی که می‌کنند از شما بپرسند یا
  206. چیزی بین این دو را انتخاب کنید.
  207. شاید یکی از دلایل بندرت استفاده
    کردن ما از دموکراسی
  208. این باشد که رابط
    کاربری بسیار بدی دارد.
  209. و اگر ما رابط کاربری
    دموکراسی را بهتر کنیم
  210. ممکن است بتوانیم بیشتر
    از آن استفاده کنیم
  211. البته، ممکن است سؤالات
    بسیاری داشته باشید
  212. خب، چطور این آواتارها
    را آموزش می‌دهید؟
  213. چطور داده‌ها را
    امن نگاه می‌دارید؟
  214. چطور سیستم را گسترده و
    قابل نظارت نگه می‌دارید؟
  215. مادربزرگم چه می‌شود؛
    او که هشتاد سال سن دارد
  216. و نمی‌داند چطور از
    اینترنت استفاده کند؟
  217. باور کنید، همه‌شان را شنیده‌ام.
  218. وقتی به ایده‌ای مانند این فکر
    می‌کنید، باید از بدبینان بر حذر باشید
  219. چون آن‌ها به این شناخته‌شده‌اند
    که برای هر راه‌حل مشکلی دارند
  220. (خنده)
  221. می‌خواهم از شما دعوت کنم که
    به ایده‌های بزرگ‌تر فکر کنید.
  222. سؤالاتی که به شما نشان
    دادم ایده‌های کوچکی هستند.
  223. چون آن‌ها سؤالاتی هستند در مورد این
    که چطور این (ایده) کار نخواهد کرد.
  224. ایده‌های بزرگ ایده‌های
    این‌چنینی هستند:
  225. اگر این ایده عملی شود،
  226. دیگر چه می‌توانید بکنید؟
  227. و یکی از آن ایده‌ها این است
    که چه کسی قوانین را می‌نویسد؟
  228. در ابتدا می‌توانیم آواتارهایی
    داشته باشیم که پیش‌ازاین داشته‌ایم
  229. که به قوانینی رأی می‌دهند که بوسیله
    سناتورها و سیاستمدارانی تنظیم‌ شده‌اند
  230. که پیش‌ازاین داشته‌ایم
  231. اما اگر این عملی شود
  232. می‌توانید الگوریتمی را بنویسید
  233. که سعی کند قانونی را بنویسد
  234. که می‌تواند به سطح
    خاصی از مقبولیت برسد
  235. و می‌توانید فرآیند
    را برعکس کنید.
  236. حالا، ممکن است فکر کنید که این ایده
    مضحک است و نباید آن را انجام دهیم
  237. اما نمی‌توانید این را انکار کنید
    که این ایده‌ای است
  238. که تنها در جهانی که در آن دموکراسی
    مستقیم و دستیاران نرم‌افزاری
  239. شکل محتملی از مشارکت
    هستند ممکن است.
  240. چطور باید این
    انقلاب را شروع کنیم؟
  241. ما این انقلاب را با اعتراضات
    و نرده‌ها شروع نمی‌کنیم
  242. یا با تقاضای تغییر سیاستمداران
    فعلی به روبات‌ها.
  243. قابل ‌اجرا نیست.
  244. بسیار ساده‌تر،
  245. بسیار آرام تر،
  246. و بسیار فروتنانه‌تر است.
  247. این انقلاب را با ساختن سامانه‌های ساده‌ای
    مانند این در مدارس تحصیلات عالی
  248. در کتابخانه‌ها،
    سمن‌ها شروع می‌کنیم.
  249. و تلاش می‌کنیم که به
    پاسخ همه آن سؤالات
  250. و مشکلات کوچک برسیم.
  251. می‌خواهیم و باید بتوانیم این ایده را به
    چیزی قابل‌اجرا تبدیل کنیم تا این ایده را
  252. به چیزی تبدیل کنیم که
    می‌توانیم به آن اعتماد کنیم.
  253. و وقتی‌ که این
    سامانه‌ها را می‌سازیم که
  254. که در آن صدها هزار نفر به چیزهایی رأی
    می‌دهند که به لحاظ سیاسی الزام‌آور نیستند،
  255. کم‌کم به این ایده
    اعتماد خواهیم کرد،
  256. جهان تغییر خواهد کرد،
  257. و کسانی که الآن به
    اندازه دختر من کوچک هستند
  258. رشد خواهند کرد.
  259. و زمانی که دخترم هم سن من باشد،
  260. شاید این ایده که میدانم
    امروزه دیوانه‌وار‌است.
  261. در نظر او و دوستانش
    دیوانه‌وار نباشد.
  262. و در آن نقطه،
  263. ما در پایان تاریخ
    خودمان خواهیم بود،
  264. اما آن‌ها در آغاز
    تاریخشان خواهند بود.
  265. متشکرم.
  266. (تشویق)