YouTube

Got a YouTube account?

New: enable viewer-created translations and captions on your YouTube channel!

Persian subtitles

چطور اعتقاد به دموکراسی را احیا کنیم؟

Get Embed Code
22 Languages

Showing Revision 34 created 09/11/2019 by Leila Ataei.

  1. سلام عرض میکنم
  2. از ۵۲مین کشور جهان از نظر آزادی.
  3. به عنوان یک آمریکایی،
    ناراحتم که رتبهی کشورم
  4. هر سال طبق آمار
    خانهی آزادی پایینتر میرود.
  5. پدر و مادر من مهاجر بودند.
  6. در زمان جنگ و انقلاب در چین به دنیا آمدند،
  7. برای همین به تایوان رفتند
    و بعد هم به آمریکا آمدند.
  8. یعنی، در تمام زندگیام،
  9. میدانستم که آزادی چه نعمت
    حساس و آسیبپذیری است.
  10. به همین خاطر، وقتم را صرف آموزش،
    تبلیغ و اجرای دموکراسی میکنم.
  11. خیالباف نیستم.

  12. الان در سرتاسر جهان،
  13. مردم به کارآمد بودن دموکراسی
    مشکوک شدهاند.
  14. حاکمان خودکامه و عوامفریب
    جسور به نظر میرسند،
  15. و حتی به خودشان افتخار میکنند.
  16. جهان آزاد به نظر بی رهبر میرسد.
  17. اما من همچنان امیدوار هستم.

  18. منظورم خوشبین نیست.
  19. خوشبینی برای تماشاگرهاست.
  20. امید داشتن یعنی اهل عمل بودن،
  21. یعنی دستی در نتیجهی کار داشتن.
  22. امید دموکراتیک نیاز به ایمان دارد،
  23. نه به قویمردی کاریزماتیک
    که ما را نجات بدهد،
  24. بلکه ایمان به یکدیگر.
  25. و ما را وادار میکند بپرسیم:
    چطور میتوانیم شایستهی این ایمان شویم؟
  26. من معتقدم ما در لحظهی بیداری اخلاقی هستیم
  27. از آنهایی که با سقوط
    باورهای قدیمی رخ میدهد.
  28. در قلب این بیداری چیزی است
    که من به آن میگویم «دین مدنی».
  29. و امروز میخواهم در مورد این
    صحبت کنم که دین مدنی چیست،
  30. چطور به آن عمل میکنیم،
  31. و چرا الان بیشتر از
    هر زمان دیگری اهمیت دارد.
  32. اول، ببینیم دین مدنی چیست؟

  33. تعریف من از دین مدنی،
    سیستمی است از عقاید و اعمال دستهجمعی
  34. که افراد یک جامعهی خودگردان
    طبق آن به انتخاب خود
  35. به عنوان شهروند زندگی میکنند.
  36. اما وقتی میگویم «شهروند»
    کاری به پاسپورت و این کاغذبازیها ندارم.
  37. منظورم یک مفهوم اخلاقی
    عمیقتر و وسیعتر است.
  38. مفهوم عضوی از یک جامعه بودن
    و به آن خدمت کردن.
  39. وقتی دین مدنی را به عنوان
    دین معرفی میکنم برای شاعرانه بودنش نیست.
  40. برای این است که دموکراسی
  41. یکی از فعالیتهای انسانی است که
    بیش از هر چیز نیاز به ایمان دارد.
  42. دموکراسی فقط زمانی کار میکند که
    عدهی کافی از ما به آن اعتقاد داشته باشیم.
  43. دموکراسی هم قمار است و هم معجزه.
  44. بر حق بودنش از چارچوب بیرونی
    قانون اساسی نمیآید
  45. بلکه از ساز و کار درونی
    روح مدنی میآید.
  46. دین مدنی، مثل هر دین دیگری

  47. شامل عقاید،
    اعمال و مراسمهایی مقدس است.
  48. مقدسات من شامل چنین عبارتهایی است:
    «حمایت برابر از قوانین»
  49. و «ما مردم».
  50. لیست وقایع مقدس دین من اینهاست:
    پایان بردهداری، حق رأی زنان،
  51. جنبش حقوق مدنی،
  52. ورود نیروهای متفقین به نورماندی،
  53. فروریزی دیوار برلین.
  54. و یک آیین مدنی جدید هم دارم
    که در ادامه برای شما توضیح میدهم.
  55. از هر جای دنیا که آمده باشید،

  56. میتوانید عقاید، اعمال و
    آیین مقدس خودتان را پیدا کنید یا بسازید.
  57. روی آوردن به دین مدنی
    به معنی پرستش دولت
  58. یا اطاعت از حزب حاکم نیست.
  59. به معنی وظیفهشناسی
    نسبت به یکدیگر
  60. و عقاید مشترکمان است.
  61. تقدس دین مدنی هم ارتباطی با الوهیت
    یا مسائل فراطبیعی ندارد.
  62. بلکه به خاطر این است که
    گروهی از مردم متفاوت را
  63. به هم شبیه میکند،
  64. و به یک گروه تبدیل میکند.
  65. ممکن است حالا
    کمی نگران شده باشید

  66. که میخواهم
    عضویت فرقهای را به شما بفروشم.
  67. خیالتان راحت. این طور نیست.
  68. نیازی نیست آن را
    به شما بفروشم.
  69. شما به عنوان یک انسان
    همیشه در بازار فرقههای مختلف هستید،
  70. به دنبال نوعی تجربهی مذهبی.
  71. ما ذاتاً در جستجوی
    دلایلی کیهانی هستی،
  72. برای تقدس عقایدی که ما را
    در راستای هدفی متعالی متحد میکنند.
  73. انسانها دین تشکیل میدهند
    چون انسانها گروه میسازند.
  74. تنها انتخاب در اختیار ما این است که
    گروه را همیشگی میکنیم یا خیر.
  75. اگر اهل دین هستید، این را میدانید.
  76. اگر نیستید،
  77. اگر دیگر به مراسمهای مذهبی نمیروید
  78. یا هیچ وقت نمیرفتید،
  79. شاید بگویید یوگا دین شماست،
  80. یا فوتبال لیگ برتر،
  81. بافتنی، برنامهنویسی یا
    سخنرانیهای TED.
  82. اما چه به وجود خدا اعتقاد داشته باشید،
    چه به وجود نداشتنش،
  83. برای پیوستن به دین مدنی
    نیازی نیست اعتقاداتتان را کنار بگذارید.
  84. فقط لازم است به عنوان شهروند
    حاضر شوید.
  85. و حالا میرسیم به موضوع دوم:

  86. چطور میتوانیم دین مدنی را موثر اجرا کنیم؟
  87. بگذارید در مورد آیین مدنی جدیدی
    که گفتم توضیح بدهم.
  88. به این مراسم میگوییم
    «شنبههای مدنی»
  89. تا حدی شبیه به
    گردهماییهای مذهبی است.
  90. با هم آواز میخوانیم،
  91. با غریبههای دور و برمان
    در مورد سؤالات مشترکی که داریم بحث میکنیم
  92. به اشعار و نوشتههایی گوش میدهیم،
  93. و خطابهای هست که این متون را
    به هم وصل میکند
  94. به انتخابهای اخلاقی
    و چالشهای رایج این زمانه
  95. اما آواز، متن و خطابهی این مراسم
  96. نه از کلیسا آمدهاند، نه از کنیسه
    و نه از مسجد.
  97. بلکه مدنی هستند،
  98. از عقاید مدنی مشترک ما آمدهاند
  99. و خاطرات مشترکی که از حمایت از این عقاید
    و یا اعتراض به آنها داریم.
  100. بعد گروههایی تشکیل میدهیم برای راهپیمایی
    راه انداختن، ثبت نام رأیدهندگان،
  101. تشکیل کلوپهای جدید
    و پیدا کردن دوستان جدید.
  102. من و همکارانم
    برگزاری شنبههای مدنی را

  103. در سال ۲۰۱۶ در سیاتل شروع کردیم.
  104. از آن موقع، این رویداد
    در سرتاسر قاره گسترش پیدا کرده است.
  105. گاهی صدها نفر شرکتکننده دارد
    و گاهی فقط دهها نفر.
  106. در کتابخانه برگزار میشود،
    در مراکز اجتماعی،
  107. در فضاهای کار مشترک،
  108. در چادر مراسم جشن
    و یا در تالارهای بزرگ.
  109. هیچ تکنولوژی پیشرفتهای
    در این نوآوری اجتماعی دخالت ندارد.
  110. بلکه پاسخی است به نیاز اولیهی انسان
    به معاشرت رو در رو با همنوعانش.
  111. همه میتوانند شرکت کنند، از پیر و جوان،
    از چپ و از راست،
  112. فقیر و غنی، دیندار و بیدین،
  113. از همهی نژادها.
  114. وقتی شما به شنبهی مدنی میآیید و از شما
    میخواهند در مورد چنین سؤالاتی بحث کنید:
  115. «شما در قبال چه کسانی مسئولید؟»
  116. یا «به خاطر جامعهتان حاضرید چه چیزهایی
    را به خطر بیاندازید یا از دست دهید؟»
  117. آن وقت چیزی تحت تأثیر قرار میگیرد.
  118. شما تحت تأثیر قرار میگیرید.
  119. شروع میکنید به بازگو کردن قصهتان.
  120. و تازه شروع میکنیم به دیدن یکدیگر.
  121. تازه متوجه میشویم بیخانمانی،
    خشونت مسلحانه، اعیانیسازی،
  122. ترافیک سنگین، بیاعتمادی به تازهواردها
    و خبرهای جعلی
  123. اینها مشکل دیگران نیستند،
  124. بلکه حاصل عادتهای غلط
    و کاستیهای خودتان هستند.
  125. جامعه میشود بازخورد رفتار خودتان.
  126. هیچ وقت از ما خواسته نمیشود
    به مضمون شهروندی خودمان فکر کنیم.

  127. هیچ وقت از ما دعوت نمیکنند که بیشتر
    اثرگذار باشیم، حضور بیشتری داشته باشیم
  128. و بیشترمان نمیدانیم چقدر
    به این دعوت نیاز داریم.
  129. ما مدرسهای مدنی تشکیل دادیم

  130. تا به مردم جاهای مختلف آموزش دهیم
    شنبهی مدنی را خودشان
  131. در شهر خود اداره کنند.
  132. در شهر آتن ایالت تنسی،
  133. رهبر شجاعی به نام «ویتنی کیمبال کو»
  134. مراسمش را در یک
    تابلو فروشی برگزار میکند
  135. با جوانان گروه کر
    و کلی پرچم کوچک در دستشان.
  136. فعال مدنی جوانی به اسم
    «برتو آگوایو»
  137. شنبه مدنیاش را در گوشه خیابان
  138. در یکی از محلههای شیکاگو برگزار میکند.
  139. «برتو» قبلاً عضو گروههای خلافکار بود.
  140. اما حالا به صلح روی آورده
  141. و کمپینهای سیاسی راه میاندازد.
  142. در هونولولو «رافائل برگستورم»
  143. بازیکن سابق بیسبال
    که حالا عکاس و فعال محیطزیست شده،
  144. شنبه مدنیاش را با شعار
    «تعلیمات مدنی سکسی است» رهبری میکند
  145. شعارش درست هم هست.
  146. (خنده حضار)

  147. حتی شرکتکنندههای مدرسه مدنی
    گاهی از من میپرسند:

  148. «استفاده از اصطلاحات مذهبی خطرناک نیست؟
  149. باعث نمیشود سیاستهایمان از این هم
    بیشتر متعصبانه و خودپرستانه شود؟»
  150. اما این در صورتی است که دین تنها
    نوعی بنیادگرایی متعصبانه باشد.
  151. این طور نیست.
  152. دین چیزهای دیگری هم هست
    مثل قدرت تشخیص اخلاقی،
  153. تشویق به تردید کردن،
  154. از خودگذشتگی
    و خدمت به خلق،
  155. چالش طلبیدن به ساختن جهانی بهتر.
  156. از این نظرها، سیاست بهتر است
    بیشتر شبیه دین باشد،
  157. نه کمتر.
  158. آخرین موضوعی که میخواهم
    در موردش صحبت کنم:

  159. چرا دین مدنی در حال حاضر اهمیت دارد؟
  160. دو دلیل برایش میآورم.
  161. اولی مقابله کردن با فرهنگ
    فردگرایی بیش از حد است.
  162. هر پیامی که از هر
    صفحه نمایشی
  163. در بازار دنیای امروزی
    دریافت میکنیم
  164. میگوید هر یک از ما تنها هستیم،
  165. بازیکن آزادی هستیم،
  166. آزادیم برند شخصی
    خودمان را مدیریت کنیم،
  167. که زیر پل زندگی کنیم،
  168. که شغل دوم داشته باشیم،
  169. حتی آزادیم بدون بیمه در تنهایی بمیریم.
  170. لیبرالیسم بازار میگوید هر یک از ما
    ارباب خودش است و مدیون کسی نیست
  171. اما بعد ما را به بند در میآورد
  172. به بند انزوا، غرق در
    مصرفگرایی و نگرانی از آبرو.
  173. دقیقاً (حضار)

  174. حالا میلیونها نفر از ما دارند
    میفهمند چه کلاهی بر سرمان رفته.

  175. تازه داریم متوجه میشویم
  176. که آزاد-برای-همه به معنی
    آزادی برای همه نیست.
  177. (تشویق حضار)

  178. چیزی که واقعاً ما را آزاد میکند
    مقید بودن به دیگران است،

  179. کمک کردن و موظف بودن
    نسبت به یکدیگر،
  180. این که موظف باشیم در محله و شهرمان
    مسائل را به بهترین نحو ممکن حل و فصل کنیم،
  181. انگار که سرنوشتمان
    به هم گره خورده باشد--
  182. چون همین طور هم هست--
  183. انگار که نمیتوانیم از هم جدا شویم،
  184. چون در نهایت نمیتوانیم.
  185. این نوع قید و بند در حقیقت
    ما را آزاد میکند.
  186. نشان میدهد از نظر
    عزت و احترام برابریم.
  187. یادمان میآورد که حق و حقوق داشتن
    مسئولیت هم میآورد.
  188. در واقع یادمان میآورد،
  189. که اصلاً معنای واقعی
    حق همان مسئولیت است.
  190. دلیل دومی که
    دین مدنی در حال حاضر اهمیت دارد

  191. این است که مسالمتآمیزترین
    راه برای تفکیک خودیها و غیرخودیهاست.
  192. این روزها طوری در مورد سیاست هویت
    صحبت میکنیم که انگار چیز جدیدی است.
  193. اما این طور نیست.
  194. سیاست همیشه سیاست هویت بوده است،
  195. کشمکشی دائمی برای این که
    تعیین کنیم چه کسانی از ما هستند.
  196. به جای توهمات سمی خاک و خون که روی
    عدهای برای همیشه برچسب غیرخودی میزنند،
  197. دین مدنی به همه
    راهی برای خودی شدن میدهد
  198. تنها با اتکا به آئینی جهانی بر مبنای
    خدمت، مشارکت،
  199. و پذیرا بودن.
  200. در دین مدنی، «خودی»ها کسانی هستند
    که میخواهند خدمت کنند،
  201. داوطلب شوند، رأی بدهند، گوش بدهند،
    یاد بگیرند، همدردی کنند و بهتر گفتگو کنند،
  202. به جای اندوختن قدرت،
    آن را به گردش درآورند.
  203. آنهایی که این طور نباشند
    «غیر خودی» هستند.
  204. ممکن است غیرخودیها را
    سختگیرانه مورد قضاوت قرار دهیم،
  205. اما لازم نیست،
  206. چون در هر زمانی ممکن است
    یکی از آنها از ما شود،
  207. تصمیم بگیرد که مثل یک شهروند
    زندگی کند.
  208. پس بیایید از آنها استقبال کنیم.

  209. ویتنی، برتو و رافائل
    اسقبالگران با استعدادی هستند.
  210. هر کدام راهی منحصربهفرد
    برای محلهی خودشان دارند
  211. تا اعتقاد به دموکراسی
    را فراگیر کنند.
  212. ممکن است یا لهجه آپالاچی،
    جنوبی یا هاوایی صحبت کنند.
  213. اما همه یک پیام دارند:
  214. عشق مدنی، روح مدنی و
    مسئولیت مدنی.
  215. ممکن است فکر کنید
    دین مدنی و این چیزها

  216. فقط برای آمریکاییهای مهاجرزاده مثل
    من است که شور و شوق زیادی دارند.
  217. اما در واقع برای هر کسی است
    که هر جایی
  218. بخواهد اعتماد،
  219. محبت و حرکت جمعی لازم
  220. برای مدیریت جامعهای آزاد
    را برانگیزد.
  221. خب شاید از شنبه مدنی خوشتان نیاید.
  222. اشکالی ندارد.
  223. راه خودتان را برای پرورش
    عادتهای مدنی در دلها پیدا کنید.
  224. در این عصر بیداری،
    شکلهای مختلفی از جوامع مدنی

  225. در حال رونق پیدا کردن هستند.
  226. گروههایی مثل
    «سازماندهی جامعهی ژاپن»
  227. که با استفاده از قصهگویی
    در قالب نمایشهای خلاقانه
  228. برابری حقوق زنان را تبلیغ میکند.
  229. در ایسلند، تأیید مدنی را داریم،
  230. که در آن جوانان زیر نظر بزرگتری
  231. با تاریخچه و آیینهای سنتی
    جامعهی خود آشنا میشوند.
  232. این آیین به
    مراسمی سرنوشتساز ختم میشود.
  233. مانند مراسم تأیید کلیسا.
  234. گروههای «بن فرانکلین»
    در ایالات متحده هم هستند
  235. که در آن دوستان
    هر ماه دور هم جمع میشوند
  236. تا در مورد اصول اخلاقی بحث و
    تفکر کنند که فرانکلین
  237. در زندگینامهاش نوشته.
  238. اصولی مثل عدالت،
    قدردانی و بخشش.
  239. میدانم که دین مدنی به تنهایی

  240. برای درمان بیعدالتیهای افراطی
    عصر حاضر کافی نیست.
  241. برای این کار قدرت لازم است.
  242. اما قدرت بدون شخصیت
    درمانی است بدتر از بیماری.
  243. میدانم دین مدنی به تنهایی
    نمیتواند نهادهای فاسد را اصلاح کند.
  244. اما اصلاح نهادها بدون
    قواعد جدید دوامی نخواهد داشت.
  245. فرهنگ سرچشمهی قانون است.
  246. روح سرچشمهی سیاست است.
  247. دولت هم از روح و جان ما میآید.
  248. اگر فقط پایین دست را تمیز کنیم
    سیاست ما از آلودگی مبرا نمیشود.
  249. باید به سرچشمه رسیدگی کنیم.
  250. سرچشمه ارزشهای ماست.
  251. توصیهی من در مورد ارزشها ساده است:
    مقداری داشته باشید!
  252. (خنده)

  253. (تشویق حضار)

  254. ارزشهایی داشته باشید
    که به نفع جامعه باشد.

  255. به آنها عمل کنید،
  256. با همراهی دیگران
  257. و با مجموعهای از پندارها،
    کردارها و مراسمهای مفرح
  258. که باعث میشوند همه
    باز هم برگردند.
  259. ما که به دموکراسی اعتقاد داریم
    و میگوییم هنوز هم ممکن است

  260. زحمت ثابت کردن آن هم بر دوشمان است.
  261. اما یادتان باشد
    این زحمت نیست
  262. که در جامعهای باشیم
    که تماماً به شکل انسان دیده شویم.
  263. و بتوانیم در مورد آنچه
    روی ما اثر دارد نظر بدهیم.
  264. و برای کسب احترام
    نیاز به پارتی نداشته باشیم.
  265. این یک نعمت است،
  266. و در اختیار همهی معتقدان است.
  267. ممنونم.

  268. (تشویق)