YouTube

Teniu un compte YouTube?

New: enable viewer-created translations and captions on your YouTube channel!

Persian subtítols

روایت‌های پشت صحنه‌ی تصاویر روی جلد مجله‌ی نیویورکر

Obtén el codi d'incrustació
29 llengües

Showing Revision 7 created 10/06/2017 by sadegh zabihi.

  1. خب ۲۴ سال پیش،

  2. از من خواستن به مجله‌ی نیویورکر بیام
  3. به عنوان سردبیر هنری
  4. تا این سازمانی رو که
  5. به نوعی ساکن مونده بود
    جوان‌سازی کنم
  6. و هنرمندان جدید بهش اضافه کنم
  7. و تلاش کنم مجله رو از اون
    برج عاج نشینی‌ش پایین بیارم
  8. تا با زمونه‌ش بیشتر درگیر بشه.
  9. و این برای من
    درست‌ترین کار بود
  10. چون من همیشه شیفته‌ی این
    بودم که یک تصویر --
  11. یک طراحی ساده --
    تا چه حد می‌تونه
  12. از میان سیل تصاویری که ما
    روزانه می‌بینیم عبور کنه.
  13. اینکه چطور می‌تونه یک لحظه رو بگیره،
  14. اینکه چطور می‌تونه یک رویداد اجتماعی
    یا یک اتفاق پیچیده رو متبلور کنه
  15. به شکلی که تعداد زیادی از کلمات
    چنین قدرتی ندارن --
  16. و جوهر کلام رو بیرون بکشه
    و اون در قالب یک کاریکاتور بیاره.
  17. بنابراین من به کتابخونه رفتم

  18. و به اولین تصویر جلد مجله که در سال ۱۹۲۵
    توسط ری ایروین کشیده شده نگاه کردم --
  19. یک آدم خوش‌تیپ که داره با عینک یک چشمی
    به یک پروانه نگاه می‌کنه،
  20. و ما بهش می‌گیم یوستس تیلی.
    Eustace Tilley
  21. و من متوجه شدم که همین‌طور که
    مجله به خاطر تحقیقات دقیق و عمیق
  22. و گزارش‌های طولانی‌اش شناخته شده بود،
  23. اندکی از این شوخ‌طبعی در
    مسیر گم شده بود،
  24. چون الان اغلب یوستس تیلی
    رو به عنوان یک فرد خوش‌تیپ متکبر می‌شناسن
  25. ولی در حقیقت، در سال ۱۹۲۵،
  26. که برای اولین بار ری ایروین این تصویر
    رو کشید،
  27. این کار رو به عنوان بخشی از یک مجله‌ی
    طنز کشید،
  28. که هدفش سرگرم کردن جوانان اون دوره بود،
  29. که زنان دنباله‌ هنجارشکن
    دوران پر سر و صدای دهه‌ی بیست بودن.
  30. و تو کتابخونه،
  31. من تصاویری رو پیدا کردم که
    حقیقت روح زمانه‌ی
  32. دوران رکود بزرگ رو ثبت کرده بود.
  33. و این تصاویر نه تنها نشون می‌داد
    که مردم چطور لباس می‌پوشیده‌ن،
  34. یا ماشین‌هاشون چه شکلی بوده،
  35. بلکه نشون می‌داد چه چیزی باعث
    خنده‌شون می‌شده،
  36. و تعصبات‌شون چی بوده.
  37. و شما کاملا حس زنده بودن و
  38. زندگی کردن در دهه‌ی ۳۰ رو درک می‌کردین.
  39. بنابراین من هنرمندان معاصر رو فراخوندم،

  40. مثل آدریان تومین که این جا حضور داره.
  41. من معمولا به سراغ هنرمندان روایت‌گر --
  42. کاریکاتوریست‌ها، نویسندگان کتاب‌های کودکان
  43. می‌رم و بهشون موضوعاتی می‌دم مثل
  44. این‌که مثلا در مترو بودن چه جوریه،
  45. یا روز ولنتاین،
  46. و اونها برام طرح می‌فرستن.
  47. و وقتی سردبیر مجله طرح‌ها
    رو تایید کنه،
  48. یعنی دیوید رمنیک،
  49. دیگه کار تمومه.
  50. و من عاشق این‌م که اون تصاویر
  51. در واقع به شما نمی‌گن که
    چطور باید فکر کنین.
  52. ولی شما رو به فکر وا می‌دارن،
  53. چون هنرمند در واقع --
  54. می‌شه گفت یک جور پازله؛
  55. هنرمند نقطه‌ها رو می‌کشه،
  56. و شما، به عنوان خواننده،
    باید تصویر رو کامل کنین.
  57. پس برای فهمیدن تصویر سمت چپی
    که کار آنیتا کونزه،
  58. یا تصویر سمت راستی که تومر آنوکا کشیده،
  59. شما باید بازی تفاوت‌های این دو عکس را
    پیدا کنید رو بازی کنین.
  60. و این چیزیه که ...
  61. دیدن‌ش خیلی هیجان‌انگیزه
  62. که این درگیر شدن با خواننده ...
  63. چطور این تصاویر واقعا
    موضوع رو ثبت می‌کنن --
  64. و با کلیشه‌ها بازی می‌کنن.
  65. ولی وقتی متوجه منظورش بشین،
  66. کلیشه‌های ذهنی‌تون رو جابه‌جا می‌کنه.
  67. ولی این تصاویر همیشه نباید همه‌چیز
    رو به مردم نشون بدن

  68. گاهی می‌تونن یه احساس باشن.
  69. درست بعد از ۱۱ سپتامبر،
  70. من تو مرحله‌ای بودم،
  71. درست مثل بقیه،
  72. که واقعا نمی‌دونستم چطور باید با این
    اتفاقی که به سرمون اومده برخورد کنم،
  73. و احساس می‌کردم هیچ تصویری نمی‌تونه
    این لحظه رو نشون بده،
  74. و می‌خواستم طرح روی جلد رو مشکی ساده برم،
  75. انگاری بدون طرح روی جلد.
  76. با همسرم، که کاریکاتوریست
    مجله‌ آرت اسپیگلمنه
  77. صحبت کردم و بهش گفتم می‌خوام چنین
    پیشنهادی بدم،
  78. و او گفت: اوه، اگر قراره
    طرح روی جلد رو مشکی بزنی،
  79. چرا نمیای یه سایه‌ای از برج‌های دوقلو
    رو روش بندازی،
  80. سیاه روی سیاه؟
  81. و من نشستم که این طرح رو بکشم،
  82. و به محض اینکه دیدمش،
  83. پشت‌م لرزید،
  84. و متوجه شدم
  85. در این امتناع از کشیدن یک تصویر،
  86. ما راهی برای به تصویر کشیدن فقدان،
  87. و سوگواری
  88. و غیاب پیدا کرده‌یم.
  89. و این موضوعی عمیق بود که من در
    این فرآیند بهش رسیدم --
  90. که گاهی بعضی از تصاویر
    که گویاترین هستن
  91. پیام‌شون رو با ابزار یدکی می‌رسونن.
  92. و یک تصویر ساده می‌تونه به اندازه‌ی چند
    جلد کتاب حرف بزنه.
  93. این تصویری بود که باب استاک طراحی کرده بود
    و ما بعد این تصویر رو

  94. درست بعد از انتخابات باراک اوباما
    چاپ کردیم،
  95. که نشون‌دهنده‌ی یک لحظه‌ی تاریخی بود.
  96. ولی در واقع نمی‌تونیم
    از پیش چیزی تعیین کنیم،
  97. چون برای چنین کاری،
  98. باید به هنرمند اجازه بدیم احساسات رو
    همونطوری که ما حس می‌کنیم تجربه کنه
  99. در همان زمان اتفاق.
  100. بنابراین در نوامبر ۲۰۱۶،
  101. در طول انتخابات سال گذشته،
  102. تنها تصویری که تونستیم
    منتشر کنیم این بود،
  103. که همون هفته‌ای که همه رای می‌دادن
    رفت روی دکه‌ی روزنامه‌ها.
  104. (خنده‌‌ی حضار)

  105. چون می‌دونستیم این احساس به
    کسی دست خواهد داد --

  106. (خنده‌ی حضار)

  107. وقتی که نتایج انتخابات اعلام می‌شن.

  108. و وقتی ما نتایج رو فهمیدیم،
  109. واقعا گیج و گم بودیم،
  110. و این تصویری بود که مجددا باب استاک
    برامون فرستاد،
  111. و اون واقعا زد به هدف.
  112. و دوباره،
  113. ما واقعا نمی‌تونستیم بفهمیم
    چه اتفاقی قراره بیفته،
  114. و اینجا طوری بود که نمی‌دونستیم
    چطور باید به جلو حرکت کنیم،
  115. ولی ما اینکارو کردیم،
  116. و این تصویری بود که پس از انتخاب شدن
    دونالد ترامپ منتشر کردیم،
  117. هم‌زمان با راهپیمایی زنان
  118. در سراسر آمریکا.
  119. بنابراین در طول این ۲۴ سال،

  120. من شاهد متولد شدن ۱۰۰۰ تصویر
    در هفته بوده‌م،
  121. و اغلب ازم پرسیده‌ن کدوم رو از بقیه
    بیشتر دوست دارم،
  122. ولی من نمی‌تونم
    یکی رو انتخاب کنم،
  123. برای اینکه آنچه بیشتر از همه بهش افتخار
    می‌کنم اینه که هرکدوم از این تصاویر
  124. تا چه حد با دیگری متفاوت هستن.
  125. و این موضوع رو مدیون استعداد و کثرت
  126. هنرمندانی هستیم که مشارکت می‌کنن.
  127. و خب، حالا،

  128. الان روسیه صاحب ماست،
  129. بنابراین --
  130. (خنده حضار)

  131. بری بلیت این‌جا تصویری ترسیم کرده و

  132. یوستس تبدیل شده به
    یوستس ولادیمیرویچ تیلی.
  133. و پروانه هم چیزی نیست جز یک
    دونالد ترامپ مبهوت و شگفت‌زده
  134. که داره بال می‌زنه،
  135. و سعی داره بفهمه چطور می‌تونه جلوی
    وقوع اثر پروانه‌ای رو بگیره
  136. و لوگوی مشهوری که توسط ری ایروین
    در سال ۱۹۲۵ کشیده شده
  137. به الفبای سیریلی نوشته شده.
  138. اون چیزی که من رو در مورد این لحظه
    به وجد میاره

  139. راه و روشی هست که ...
  140. می‌دونین، رسانه‌های آزاد برای دمکراسی
    ما حیاتی هستن.
  141. و ما شاهد هستیم که هنرمندان از
    مضامین والا گرفته تا مضحک
  142. می‌تونن اتفاقاتی که می‌افته رو ثبت کنن
  143. اون روشی که هنرمند بهش مسلحه
  144. تنها با مرکب و آبرنگ
  145. می‌تونه ثبت کنه و ورود کنه
    به گفتمان فرهنگی.
  146. این موضوع اون هنرمندان رو
    در مرکز اون فرهنگ قرار می‌ده
  147. و این دقیقاً اون جاییه که من
    فکر می‌کنم باید باشن.
  148. چون اصلی‌ترین چیزی که در حال حاضر
    بهش احتیاج داریم یک کاریکاتور خوبه.
  149. ممنونم.

  150. (تشویق حضار)